خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

ولایت فقیه، پس از پنجاه سال

يكشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۱۳ ق.ظ

داشتم نگاهی می‌انداختم به کتاب ولایت فقیه امام خمینی، گفتم بعضی از قسمت‌هایی که برایم جالب است را با بقیه به اشتراک بگذارم. البته پیشنهاد می‌کنم خودتان کتاب را کامل بخوانید و مخصوصاً استدلال‌های عقلی و نقلی‌اش را ببینید. چون از روی نسخه‌ی الکترونیکی کتاب را می‌خواندم متأسفانه شماره‌ی صفحه را نمی‌توانم ذکر کنم. قسمت‌هایی که از نظر خودم مهم بوده را ضخیم کرده‌ام.

 

«پس از تشریع قانون بایستى قوه مجریه‏اى به وجود آید. قوه مجریه است که قوانین و احکام دادگاهها را اجرا مى‏کند؛ و ثمره قوانین و احکام عادلانه دادگاهها را عاید مردم مى‏سازد. به همین جهت، اسلام همان طور که قانونگذارى کرده، قوه مجریه هم قرار داده است. ولىّ امر متصدى قوه مجریه هم هست.»

 

«هرگاه خمسِ درآمد کشورهاى اسلام، یا تمام دنیا را- اگر تحت نظام اسلام درآید- حساب کنیم، معلوم مى‏شود منظور از وضع چنین مالیاتى فقط رفع احتیاج سید و روحانى نیست؛ بلکه قضیه مهمتر از اینهاست. منظور رفع نیاز مالى تشکیلات بزرگ حکومتى است. اگر حکومت اسلامى تحقق پیدا کند، باید با همین مالیاتهایى که داریم، یعنى خمس و زکات- که البته مالیات اخیر زیاد نیست- جزیه و خراجات (یا مالیات بر اراضى ملى کشاورزى) اداره شود.

سادات کى به چنین بودجه‏اى احتیاج دارند؟ خمسِ درآمد بازار بغداد براى سادات و تمام حوزه‏هاى علمیه و تمام فقراى مسلمین کافى است تا چه رسد به بازار تهران و بازار اسلامبول و بازار قاهره و دیگر بازارها. تعیین بودجه‏اى به این هنگفتى دلالت دارد بر اینکه منظور تشکیل حکومت و اداره کشور است. براى عمده حوایج مردم و انجام خدمات عمومى، اعم از بهداشتى و فرهنگى و دفاعى و عمرانى، قرار داده شده است.»

 

«حکومت اسلامى هیچ یک از انواع طرز حکومتهاى موجود نیست. مثلًا استبدادى‏ نیست، که رئیس دولت مستبد و خودرأى باشد؛ مال و جان مردم را به بازى بگیرد و در آن به دلخواه دخل و تصرف کند؛ هر کس را اراده‏اش تعلق گرفت بکشد، و هر کس را خواست انعام کند، و به هر که خواست تیول بدهد و املاک و اموال ملت را به این و آن ببخشد. رسول اکرم (ص) و حضرت امیر المؤمنین (ع) و سایر خلفا هم چنین اختیاراتى نداشتند. حکومت اسلامى نه استبدادى است و نه مطلقه؛ بلکه مشروطه است. البته نه مشروطه‏ به معناى متعارف فعلى آن که تصویب قوانین تابع آراى اشخاص و اکثریت باشد. مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرط هستند که در قرآن کریم و سنت رسول اکرم (ص) معین گشته است. مجموعه شرط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت و اجرا شود. از این جهت حکومت اسلامى حکومت قانون الهى بر مردم است.

فرق اساسى حکومت اسلامى با حکومتهاى مشروطه سلطنتى و جمهورى در همین است: در اینکه نمایندگان مردم، یا شاه، در این گونه رژیمها به قانونگذارى مى‏پردازند؛ در صورتى که قدرت مقننه و اختیار تشریع در اسلام به خداوند متعال اختصاص یافته است. شارع مقدس اسلام یگانه قدرت مقننه است. هیچ کس حق قانونگذارى ندارد؛ و هیچ قانونى جز حکم شارع را نمى‏توان به مورد اجرا گذاشت. به همین سبب، در حکومت اسلامى به جاى مجلس قانونگذارى، که یکى از سه دسته حکومت کنندگان را تشکیل مى‏دهد، مجلس برنامه‏ریزى وجود دارد که براى وزارتخانه‏هاى مختلف در پرتو احکام اسلام برنامه ترتیب مى‏دهد؛ و با این برنامه‏ها کیفیت انجام خدمات عمومى را در سراسر کشور تعیین مى‏کند.»

 

«مملکت به خاطر این ریخت و پاشها و اختلاسها محتاج شده است؛ و گر نه نفت ما کم است؟ یا ذخایر و معادن نداریم؟ همه چیز داریم، لکن این مفتخوریها و اختلاسها و گشادبازیهایى که به حساب مردم و از خزانه عمومى مى‏شود مملکت را بیچاره کرده است. اگر اینها نبود، احتیاج پیدا نمى‏کرد که از اینجا راه بیفتد برود امریکا، در برابر میز آن مردک (رئیس جمهور امریکا) گردن کج کند که مثلًا به ما کمک کنید.

از طرف دیگر، تشکیلات ادارى زاید و طرز اداره توأم با پرونده‏سازى و کاغذباز که از اسلام بیگانه است، خرجهایى بر بودجه مملکت تحمیل مى‏کند که از خرجهاى حرام نوع اول کمتر نیست. این سیستم ادارى از اسلام بعید است. این تشریفات زاید که براى مردم جز خرج و زحمت و معطلى چیزى ندارد از اسلام نیست. مثلًا آن طرزى که اسلام براى احقاق حقوق و حل و فصل دعاوى و اجراى حدود و قانون جزا تعیین کرده است بسیار ساده و عملى و سریع است. آن وقت که آیین دادرسى اسلام معمول بود، قاضى شرع در یک شهر با دو سه نفر مأمور اجرا و یک قلم و دوات فصل خصومات مى‏کرد، و مردم را به سراغ کار و زندگى مى‏فرستاد. اما حالا این تشکیلات ادارى دادگسترى و تشریفات آن خدا مى‏داند چقدر زیاد است. و تازه هیچ کارى هم از پیش نمى‏برد.»

 

«وقتى مى‏گوییم ولایتى را که رسول اکرم (ص) و ائمه (ع) داشتند، بعد از غیبت، فقیه عادل دارد، براى هیچ کس این توهم نباید پیدا شود که مقام فقها همان مقام ائمه (ع) و رسول اکرم (ص) است. زیرا اینجا صحبت از مقام نیست؛ بلکه صحبت از وظیفه است.

ولایت، یعنى حکومت و اداره کشور و اجراى قوانین شرع مقدس، یک وظیفه سنگین و مهم است؛ نه اینکه براى کسى شأن و مقام غیر عادى به وجود بیاورد و او را از حد انسان عادى بالاتر ببرد. به عبارت دیگر، ولایت مورد بحث، یعنى حکومت و اجرا و اداره، بر خلاف تصورى که خیلى از افراد دارند، امتیاز نیست بلکه وظیفه‏اى خطیر است.

ولایت فقیه از امور اعتبارى عقلایی است و واقعیتى جز جعل ندارد؛ مانند جعل (قرار دادن و تعیین) قیّم براى صغار. قیّم ملت با قیّم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقى ندارد. مثل این است که امام (ع) کسى را براى حضانت، حکومت، یا منصبى از مناصب، تعیین کند. در این موارد معقول نیست که رسول اکرم (ص) و امام با فقیه فرق داشته باشد.»

 

«حاکم حجاز کجا تحصیل کرده و چه تحصیل کرده است؟ رضا خان اصلًا سواد نداشت، و سرباز بیسوادى بیش نبود! در تاریخ نیز چنین بوده است: بسیارى از حکام خودسر و مسلط از لیاقت اداره جامعه و تدبیر ملت و علم و فضیلت بى‏بهره بوده‏اند. هارون الرشید یا دیگران، که بر کشور بزرگى حکومت مى‏کردند، چه تحصیل کرده بودند؟ تحصیلات و داشتن علوم و تخصص در فنون براى برنامه و براى کارهاى اجرایى و ادارى لازم است، که ما هم از وجود این نوع اشخاص استفاده مى‏کنیم. آنچه مربوط به نظارت و اداره عالیه کشور و بسط عدالت بین مردم و برقرارى روابط عادلانه میان مردم مى‏باشد، همان است که فقیه تحصیل کرده است.

آنچه براى حفظ آزادى ملى و استقلال لازم است، همان است که فقیه دارد. این فقیه است که زیر بار دیگران و تحت نفوذ اجانب نمى‏رود؛ و تا پاى جان از حقوق ملت و از آزادى و استقلال و تمامیت ارضى وطن اسلام دفاع مى‏کند. فقیه است که به چپ و راست انحراف پیدا نمى‏کند.» 

۹۷/۰۸/۰۶

نظرات  (۱۱)

۰۶ آبان ۹۷ ، ۲۰:۴۲ میثم علی زلفی
سلام
خیلی خوب بود و دوره ای بود همراه تذکرات مفید
چند توجه شاید لازم باشد
۱_ میزان وجوهاتی که الآن اخذ می شود کفایت اداره حوزه را نمی دهد آنچه تصویر شده است در وضعیت مطلوب است
۲_ آنچه امروز در قانون مصوب است تنفیذ اجرا است نه اجرا و دخالت در جزئیات اجرا
۳_ آن خطهای آخری خیلی خوب نشان می دهد کدام یک از عمامه به سرها در مسیر هستند
طول تاریخ مرجعیت و زعامت شیعه پر است از استکبار ستیزی و زیر بار زور نرفتن
کسی که آن را خوانده باشد از فقیه گردن کج کردن را نمی فهمد

تشکر از شما
پاسخ:
سلام
فقط می‌خواستم ببینیم پنجاه سال پیش در ذهن واضع این نظریه چه می‌گذشته و الان بعد از چهل سال از راه‌اندازی «حکومت اسلامی» کجای کار هستیم.
۰۷ آبان ۹۷ ، ۰۸:۱۶ میثم علی زلفی
ما بعد از ۵۰ سال در مرحله دولت سازی از ۵ مرحله رسیدن به حکومت اسلامی هستیم
پاسخ:

آقا این قصّه‌ها رو برای من نگو دیگه. گوشمون از این حرف‌ها پره.

 

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند

ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم

 

این مرحله مرحله کردنا برای همین چند سال اخیره وگرنه همین کتاب رو که شما بخونید، قراره وقتی حکومت دست فقیه افتاد همه چی گل و بلبل بشه. تاریخ این ۵۰ سال (یا این ۴۰ سال بعد از انقلاب) رو که نگاه می‌کنیم، هیچ اثری از اینکه داریم به یه سمتی (مثلاً به سمت حکومت اسلامی) حرکت می‌کنیم دیده نمی‌شه. از قضا، در بعضی از جنبه‌ها، دولت اول انقلاب به‌مراتب نزدیک‌تر بود به اون «حکومت اسلامی» موعود.

حتماً یادتون هست که در دوره‌ی نوجوانی من و شما یه سند بالادستی درست کردند به اسم چشم‌انداز بیست ساله. اون اوایل خیلی ارجاع می‌دادند به این چشم‌انداز که قرار بود در طول بیست سال وضع مملکت تغییر اساسی کنه. الآن دیگه کمتر چیزی ازش می‌شنویم. چون ۱۳ سال ازش گذشته و نه‌تنها به بسیاری از اون چشم‌اندازها نزدیک هم نشدیم، که از بعضی‌هاشون دورتر هم شدیم. حالا اخیراً به این نتیجه رسیده‌اند که ۲۰ سال کم بوده و ما رو حواله به ۵۰ سال دیگه می‌دن که تا اون موقع قراره پیشرفت اسلامی—ایرانی کنیم و خیلی خفن بشیم. خلاصه که به‌نظر میاد ضرب‌المثل «بزک نمیر بهار میاد کمبزه با خیار میاد» تبدیل شده به راهبرد استراتژیک نظام.

۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۳:۵۵ میثم علی زلفی
باریک الله به شما که اینقدر دقیق نظر فقها رو دنبال می کنید و تمام زوایا و ابعادش رو با یک کتاب می فهمی

بنده واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و امروز فهمیدم بیش از یک دهه است که عمرم رو برای فهم دین و رسیدن به نظر فقها تو حوزه تلف کردم
خیلی راحت تر از اینها میشد فقیه شد
پاسخ:
این چیزایی که من در کامنت اخیر گفتم حتی یک کلمه‌اش ربطی به فقه نداشت و من در این حوزه مطلقاً هیچ اظهار نظری نکردم. برام جالب و عجیبه (چون قبلاً هم پیش اومده بود) که شما حرفای من در یه حوزه‌ی کاملاً نامربوط رو مربوط به فقه می‌دونید.

این چیزایی که نوشته‌ام بخش اولش تاریخه (اینکه مرحله مرحله کردن از کی پیش اومده) یه بخشش ارجاع دادن به متن کتابه (که هر آدمی که سواد خواندن داشته باشه می‌تونه مراجعه کنه به کتاب و ببینه). بخش بعدی یه مقایسه هست بین دولت اول انقلاب و دولت فعلی در نزدیک بودنشون به شاخص‌های «حکومت اسلامی» که در این مورد هم آدم شاخص‌ها (در سند چشم‌انداز و الگوی پیشرفت اسلامی‌-ایرانی) رو می‌ذاره جلوش و می‌گه این مقایسه درسته یا نه. پاراگراف آخر هم دوباره یه بخشش تاریخ درست شدن چشم‌انداز بیست ساله است، بعدش گفتم چرا الآن مثل سابق بهش ارجاع نمیشه. آخرش اشاره کرده‌ام به سند ۵۰ ساله پیشرفت اسلامی-ایرانی و وعده‌های سرخرمنی که بهمون برای ۵۰ سال دیگه میدن.

دوست دارم شما بیایید نشون بدید دقیقاً کجای این کامنت، من درباره‌ی موضوعی حرف زده‌ام که مربوط به فقه بوده یا دانش فقهی نیاز داشته. گویا شما فکر می‌کنی کسانی که فقه نخوانده‌اند باید کلاً دیگه حرف نزنند چون تخصص لازم رو ندارند. محض اطلاع شما، کلّیت صحبت من مربوط میشه به بحث پیشرفت که اگه یه مبحث در این عالم باشه که من تخصص لازم برای حرف زدن درباره‌اش رو داشته باشم همین بحث پیشرفته که درباره‌اش پایان‌نامه نوشته‌ام.
۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۶:۴۴ میثم علی زلفی
کجا امام فرموده اند با آمدن کشور در دست فقها حکومت اسلامی تشکیل می شود و ما یکدفعه می شویم حکومت اسلامی و کشور گل و بلبل می شود؟
این حرف ها رو که ما ندیدیم اگه شما دیدید و برداشت شما از کلام امام نیست بفرمایید دوستان یاد بگیرند

یعنی نظر اسلام درباره پیشرفت رو هم از منابع دست اول مثل روایات و اجماع فقها و ... در آوردید و بهش تسلط دارین؟؟؟ یا منظورتون از پیشرفت مشترک لفظی بین اسلام و نظریات غربه؟
۰۷ آبان ۹۷ ، ۱۶:۴۷ میثم علی زلفی
اشکال بنده به فقیه نبودن شما نبود که آن روشن است
اشکال به قضاوت عجولانه وبا استفاده از فهم مبتنی بر یک کتاب از هر کسی _ بخوانید فقیه در اینجا _ بود
پاسخ:

کل کتاب ولایت فقیه را که ببینید، حرفی از پنج مرحله و اینکه سال‌ها قرار است طول بکشد تا از مرحله‌ی فلان به مرحله‌ی بهمان برسیم نیست. حرف از حکومت اسلامی که زده می‌شود، حکومت پیامبر و امام علی به عنوان مثال آورده می‌شوند و بعد هم گفته می‌شود: «حکومت اسلامى حکومت قانون است، نه خودسرى و نه حکومت اشخاص بر مردم. اگر زمامدار مطالب قانونى را نداند، لایق حکومت نیست ... پس بایستى حاکمیت رسماً به فقها تعلق بگیرد.» چیزی که می‌شود از این حرف فهمید این است که اگر حاکمیت به فقها تعلق بگیرد حکومت اسلامی می‌شود، چون اگر نمی‌شود چرا درباره‌ی حکومت اسلامی حرف زده شده؟ درباره‌ی گل و بلبل هم که اسناد وعده‌های اول انقلاب هنوز موجود است.

برادر گرامی، پیشرفت یه مفهومیه که از قرن ۱۸ و با نهضت روشنگری وارد ادبیات جهانی شده. قبلش اصلاً چیزی به اسم پیشرفت وجود نداشته که اسلام بخواد درباره‌اش نظر بده. بنابراین، پیشرفت اسلامی و پیشرفت غربی و اینا حرف مفته. حدود ۳۰۰ سال پیش، روشن‌فکران اروپایی بر اثر انقلاب صنعتی و تحولات عظیمی که در علوم طبیعی رخ داده بود یه مفهومی رو اختراع کردند به اسم پیشرفت. شما که بیشتر از من قرآن و روایات خوندی، در قرآن و روایات ما حرفی از پیشرفت اومده؟ اون تعالی (یا مفاهیم مشابهش) که در متون ما ذکر شده اساساً با مفهوم پیشرفت متفاوته.

قضاوت من حتی اگر عجولانه باشه (که فکر نمی‌کنم، چون سال‌هاست دارم درباره‌ی این موضوعات فکر می‌کنم) باز هم می‌تونه درست باشه. شما چی کار به عجولانه بودن یا نبودن قضاوت من داری. اگر جایی از حرفام غلطه، بیا بگو فلان حرفت به فلان دلیل غلطه.

بحث ولایت فقیه و حکومت اسلامی، شاید برای شما یک بحث فقهی باشه، برای من یه بحث در فلسفه‌ی سیاسته. ادله‌ای که شما دنبالش می‌گردی برای اثبات ولایت فقیه، با ادله‌ای که من دنبالش می‌گردم به‌کلی متفاوته. ضمن اینکه من به نظریه‌های انتزاعی قناعت نمی‌کنم و تجربه‌ی ۴۰ ساله‌ی جمهوری اسلامی رو هم به عنوان محک این نظریه در نظر می‌گیرم. به این ترتیب، شکست نظام برای من تا حدود زیادی مساوی با شکست نظریه است و پیروزی نظام مساوی با پیروزی نظریه. من به این نظریه به عنوان یه نظریه در عرض بقیه‌ی نظریه‌های فلسفه‌ی سیاست نگاه می‌کنم. از زمان افلاطون بشر درباره‌ی سیاست و حکومت حرف زده و الآن هم انواع و اقسام حکومت‌های سیاسی در جهان وجود داره. من به عنوان کسی که زندگی تحت هر کدوم از این حکومت‌ها سرنوشتش رو به‌کلی تغییر میده ترجیح می‌دم اینا رو با هم مقایسه و بینشون انتخاب کنم.

۰۷ آبان ۹۷ ، ۲۱:۴۹ میثم علی زلفی
همینقدر که صادقانه فرمودید مسئله حکومت اسلامی برداشت شما از یک کتاب بوده برای بنده کافی است و تشکر می کنم
در مورد بقیه حرف ها هم فکر کنم مشکلی نداشته باشم مثل اینکه شما و هر کسی اجازه داره به هر موضوعی از منظر یک علم نگاه کنه البته اگر قابلیت آن را داشته باشد
یا اینکه خروجی و بازخورد هر فکر و اندیشه ای را برای صحت آن دخیل کنیم
یا اینکه پیشرفت فقط لفظ مشترکی است بین دین و غرب

به هر حال در تمامی علوم و یا لااقل در فقه ؛ اصطلاح به اندازه ی مفهوم و هدفی که اصطلاح دنبال می کند مهم نیست فلذا فقیه کاری ندارد که چه کسی اصطلاح را جعل کرده و کی جعل شده است بلکه مفاهیم و اهداف اصطلاح را از فیلتر اصول و ضوابط فقهی عبور می دهد و نتیجه تابع اخس مقدمه است
نهایت چیزی که کلام شما می گوید -در فرض نبود این مسئله در تاریخ اسلام- این است که مفهوم پیشرفت جزو مسائل مستحدثه دین محسوب می شود ولی این نشان نمی دهد که آن مفهوم مورد تایید است

اگر مفهوم پیشرفت با همه لوازم آن مثل تکنولوژی و .... منتهی به حس گرایی و نفی غیر آن است کمی مطالعه کنید خواهید دید هیچ جامعه ای در این زمینه به پای کفار مکه نمی رسد

به هر حال اگر تعریف پیشرفت و هدف آن را بیان کنید بیشتر معلوم می شود چقدر نزدیکیم و شاید معلوم شود که چرا پیشرفت کشور متوقف شده
بنده قطعا استفاده می کنم
تشکر
پاسخ:
از نظر بنده کشوری که هنوز در اولیاتش مانده، در توسعه‌ی سیاسی حتی از افغانستان هم عقب‌تر است و به لحاظ اخلاقی چه در اخلاق سیاسی و چه در اخلاق عمومی به انحطاط نزدیک شده، اگر به‌جای دست زدن به اصلاحات مؤثر و جدی مشغول شعار دادن و مدینه‌ی فاضله ترسیم کردن شود، به خودش و به مردمش خیانت کرده. حرف بنده این است که ما خیلی عقب‌تر از آن هستیم که بخواهیم فعلاً بحث از پیشرفت کنیم. بهتر است فعلاً یک رفاه و یک ثبات حداقلی را برای مردممان درست کنیم که پشت در سفارت‌خانه‌های خارجی صف نکشند، بعد به فکر ۵۰ سال بعد و تشکیل تمدن اسلامی بفتیم.
۰۷ آبان ۹۷ ، ۲۱:۵۳ میثم علی زلفی
یادم رفت بگم  بی زحمت حرف های امام را که وعده گل و بلبل دادند در اول انقلاب را بگذارید البته مستند و متقن باشد
مثلاً اینکه فرمودند نفت رو میاریم سر سفرتون یا هرچه تو نظرتون هست
باز هم تشکر
پاسخ:
اینجا رو ببین.
https://www.aparat.com/v/eMFc6/%D8%AF%D9%84%D8%AE%D9%88%D8%B4_%D8%A8%D9%87_%D8%A2%D8%A8_%D9%88_%D8%A8%D8%B1%D9%82_%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%A7_%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84
 "آنچه مربوط به نظارت و اداره عالیه کشور و بسط عدالت بین مردم و برقرارى روابط عادلانه میان مردم مى‏باشد، همان است که فقیه تحصیل کرده است."

برایِ انسانِ سالمِ بدونِ حبّ و بغض که سرِ عناد هم با اسلام و امام و فقاهت ندارد، همین بندِ بالا کافی است تا خام‌اندیشی و ساده‌انگاریِ ساری در اداره‌ی امورِ مملکت را از همان ابتدایِ شکل‌گیریِ حکومت لمس کند. بعد از چهار دهه تجربه، تواضع ایجاب می‌کند که یک فقیهِ سالم و دانا به این موضوع هم فکر کند که شاید:
 آنچه مربوط به نظارت و اداره عالیه کشور و بسط عدالت بین مردم و برقرارى روابط عادلانه میان مردم مى‏باشد، همانی نباشد که فقیه تحصیل کرده است.



پاسخ:
:)
یک چیزی که باید در نظر بگیریم اینه که امام وقتی این حرفو می‌زنه تجربه و اطلاعی که از حکومت‌داری داره مربوط میشه به رضا شاه و محمدرضا شاه، حاکم حجاز، خلفای اسلامی مثل هارون الرشید و ... که توی یکی از نقل‌قول‌ها هم آورده بودم که تلویحاً می‌گه ما چی‌مون از اینا کمتره مگه؟ اینا که یا بی‌سواد بودن یا به‌هرحال شایستگی خاصی نداشتند.
۰۹ آبان ۹۷ ، ۱۴:۰۵ میثم علی زلفی
خیلی عجیب است که صحبت بازرگان لیبرال را به امام نسبت بدهیم
هر وجدان سالم و بدون حب وبغضی خواهد فهمید که تخصص متخصهایی که امام حضور آنها در انقلاب را مثل سم مهلک می دانست حکم به مجانی شدن آب و برق کرد اما امام مردم را به هدف اصلی انقلاب که تربیت انسان است توجه می دهد

بهتر بود این فیلم را می گذاشتید شمایی که به تخصص تمسک می کنید
https://www.aparat.com/v/5yuxS
پاسخ:
من چه کار به آب و برق دارم؟ اینکه قرار بود ما را به معنویت برسانند چه شد؟ قرار بود ما را به مقام انسانیت برسانند، الان محقق شده به نظر شما؟ یا برای این هم برنامه‌ی ۵۰ ساله دارند؟ برای من رفاه و وضع اقتصادی مردم اهمیتش در درجه‌ی دوم است، به شرط اینکه مردم از نظر معنوی و اخلاقی رشد کرده باشند. تجربه‌ی ۳۰ ساله‌ی من می‌گوید متأسفانه هرچه گذشته معنویت و اخلاق کمرنگ‌تر شده.
۰۹ آبان ۹۷ ، ۱۴:۳۴ میثم علی زلفی
افغانستان؟؟؟؟ :))) شوخی نکنید تو رو بخدا
با این حرف ها کسانی که شما را نشناسند خدای نکرده شما را به بی انصافی متهم می کنند
در مورد انحطاط اخلاقی هم یا معنای اخلاق برایتان روشن نیست یا انحطاط
به هر حال در این مورد محصول انقلاب مثل من و شماست که تعدادشان بیشمار و فاقد انحطاط اخلاقی
بله شاید انحراف اخلاقی باشد اما انحطاط اخلاقی برای بنده به روشنی منتفی است اگرچه صدها برابر شما با مردم مرتبط هستم و هر روز مراجعین فراوانی دارم برای مشاوره

آن اشکالات دیگر هم که فرمودید محصول رای دادن به لیبرال ها و صد البته کیلویی و لیستی رای دادن است که طبیعتاً ما نباید پاسخگوی آن باشیم
و آنهایی هم که باید پاسخگو باشند در این دنیا که فکر نکنم اما در روز فاش شدن اسرار حتما پاسخگو خواهند شد
پاسخ:
تا قیام قیامت هم که با هم بحث کنیم ظاهراً بی‌فایده است. بهتره بگذریم از این بحث.
۱۰ آبان ۹۷ ، ۲۱:۱۷ میثم علی زلفی
خواندن این کتاب ها برای کسانی که هنوز حکم این نظام را نداده اند حتی آنها که حکم داده اند بد نیست

معرفی چند کتاب درباب انقلاب اسلامی

پاسخ:
ممنون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی