خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

برای قلبی که نتپید
برای اشکی که نچکید
برای بارانی که بند آمده بود

برای پارکِ بی‌درخت
برای درختِ بی‌برگ
برای نیمکتی که جای کسی همیشه در آن خالی ماند

برای امیدهای ناامیدی
برای قرارهای بی‌قراری
برای خاکستری که بر باد رفت

برای جان‌های خسته
برای عهدهای شکسته
برای چشم‌ها؛

بیایید دقیقه‌ای سکوت کنیم.
۰ نظر ۲۸ فروردين ۹۷

ثبات اقتصادی از معدود موضوعاتی بود که میشد در آن به روحانی و دولتش امیدوار بود، شوربختانه آن امید با آهنگِ سقوط ارزش پول ملی در حال نابودی است. من کمترین تخصص و علاقهای به مباحث اقتصادی ندارم و از پشت پردهها هم بیخبرم. نمیدانم افزایش قیمت ارز ترفند دولت است برای پرداخت یارانهها و بدهیهایش یا واقعاً اوضاع از دست دولت بیرون شده و «دولت در سایه» میخواهد از لحاظ اقتصادی دولت را کلهپا کند. ولی یک چیز را میدانم: آقای روحانی چهار سال رئیس جمهور بود و از مشکلات و موانع بیخبر نبود. دوباره نامزد شدنش این پیام ضمنی را داشت که او فکر میکند میتواند اوضاع را بهتر کند (چنانکه او به تصریح بارها در مبارزات انتخاباتی این مضمون را تکرار کرد). حالا که اوضاع در طی همین چند ماه گذشته به مراتب بدتر شده قطعاً مسئول و مقصر اصلی کسی جز آقای روحانی نیست.

هر روز که میگذرد و هرچه به قیمت ارز افزوده میشود، ارزش دستمزد و پساندازهای مردم کمتر میشود. به عبارت دیگر، هر روز که میگذرد بخشی از پول مردم دزدیده میشود. آقای رئیس جمهور! حتی اگر نگویم دزد بزرگ مال مردم ایران شمایید (هرچند دلیلی برای نگفتنش هم نمیبینم)، لااقل اینقدر هست که مسئول دزدی از جیب مردم ایران شمایید. اگر نمیتوانید از منافع موکلانتان محافظت کنید، تشریفتان را ببرید.

 

پینوشت ۱. یک نهادی در این کشور هست به اسم قوهی مقننه که طبق قانون اساسی میتواند از رئیس جمهور سؤال کند، او را استیضاح کند، و حتی عدم کفایتش را تصویب کند.

پینوشت ۲. یک نهاد دیگری در این کشور هست به اسم قوهی قضائیه که میتواند یقهی رئیس جمهور و رجال اقتصادی دولت را بگیرد و آنها را بهخاطر بی‌‌عرضگی (اگر نگوییم دزدی) محاکمه و مجازات کند.

پینوشت ۳. ای کاش میرزاده عشقی حیات دوباره مییافت و برایمان میگفت بعد از این با وطن و بوم و برش چه معاملهای باید بکنیم.

 

۵ نظر ۲۰ فروردين ۹۷

قابل فهم است دو نفری که همدیگر را «شما» خطاب می‌کردند پس از مدتی و احتمالاً به خاطر صمیمی‌تر و آشناتر شدن به هم بگویند «تو»، ولی دو نفر که همدیگر را «تو» صدا می‌زدند چرا باید پس از مدتی و احتمالاً به خاطر قطع یا کم‌رنگ شدن رابطه به هم بگویند «شما»؟ پس از مدت‌ها غوطه خوردن در دریای زبان مادری، هنوز «شما» شدن برای کسانی که قبلاً برایشان «تو» بوده‌ام را بسیار گیج‌کننده می‌یابم.

۳ نظر ۰۱ فروردين ۹۷