خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

چرا نباید به اصلح رأی بدهیم؟

جمعه, ۱۹ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۴ ق.ظ

مراجعه به صندوق رأی روشی است در اداره‌ی امور مملکت. روشی برای چرخش قدرت بدون خشونت و صرفاً با اتکا به نظر عموم مردم جامعه. انتخابات قطعاً مثل هر روش دیگری، کامل نیست و نقاط ضعف بسیاری دارد ولی روشی است که تجربه‌ی بشری تاکنون به آن رسیده و آن را نسبت به سایر روش‌ها ترجیح داده. مراجعه به آراء عمومی هرچند مساوی با دموکراسی نیست، بخش مهمی از آن است، به‌نحوی که می‌توانیم بگوییم هرچه در اداره‌ی کشوری نظر مردم بیشتر پرسیده شود،‌ نظام سیاسی آن کشور دموکراتیک‌تر است. [۱]

هنگام سخن گفتن از دموکراسی باید به این نکته توجه داشته باشیم که این روش، روشی بسیار حداقلی است ولذا انتظار ما هم باید از آن حداقلی باشد. دموکراسی (اینجا =صندوق رأی) برای انتخاب شدن بهترین افراد برای حکومت طراحی نشده. دموکراسی هیچ تضمینی برای انتخاب افراد صالح و شایسته به ما نمی‌دهد، هرچند انتخاب افراد شایسته از طریق انتخابات البته محال نیست. صندوق رأی این امکان را به من (به عنوان یک شهروند) می‌دهد که بین گزینه‌های موجود افرادی را انتخاب کنم (و متعاقب آن امور طوری رقم بخورد) که فاصله‌ی کمتری نسبت به وضعیت مطلوب (از نظر من) داشته باشد. صندوق رأی هیچ تضمینی برای بهتر شدن امور به شهروندان نمی‌دهد. حتی هیچ تضمینی برای بدتر نشدن امور هم نمی‌دهد. گاهی مجبور می‌شویم گزینه‌ای انتخاب کنیم که اوضاع را خیلی از این چیزی که هست بدتر نکند. با توضیحات فوق باید روشن شده باشد که انتخابات اساساً برای حاکم شدن افراد صالح طراحی نشده (چه برسد به اصلح!)

با این حساب، باید از خود بپرسیم که اصلاً چرا چنین روشی را برای تعیین حاکمان برگزیده‌ایم؟ چرا روشی را انتخاب نمی‌کنیم که منجر به تعیین حاکمان صالح شود؟ جواب روشن است: عدم کفایت روش‌های دیگر. هرچند روش‌هایی بوده‌اند و هستند که ادعای حکومت بهترین افراد جامعه را دارند، متأسفانه هیچ کدام از این روش‌های موجودِ مملکت‌داری در عمل نتوانسته‌اند انتخاب چنین حاکمانی را ضمانت کنند. به‌علاوه، آن روش‌ها مزیت‌های دموکراسی را هم ندارند: هرچند دموکراسی تضمین نمی‌کند که حاکمان خوب می‌آیند ولی تضمین می‌کند که حاکمان بد زیاد نمی‌مانند. دموکراسی روشی است که در آن حتی اگر فردی فاسد زمام امور را به‌دست بگیرد (به دلیل وجود نهادهای نظارتی) نمی‌تواند زیاد خرابکاری کند. دموکراسی هرچند انتخاب بر اساس نظر اکثریت است، ولی بهترین روش است برای حفظ و صیانت از حقوق اقلیت. دموکراسی بهترین روش است برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت و ... . بنابراین، دموکراسی و مراجعه به آرای مردم بهترین روش موجود برای اداره‌ی امور مملکت است.

این نکته نزدیک به بداهت است که برای رسیدن به هر هدفی، باید وسیله و روش خاصی را انتخاب کرد و با هر روشی نمی‌شود به هر هدفی رسید. اگر هدفمان تعیین حاکمان صالح برای جامعه است، باید توجه داشته باشیم که روش انتخابات برای رسیدن به چنین هدفی تنظیم نشده. [۲] اگر در عمل نگاهی به انتخابات‌های موجود در جهان بیاندازیم، می‌بینیم که معمولاً برندگان انتخابات کسانی هستند که بتوانند بیشتر حقه‌بازی کنند، دروغ بگویند، به رقیبشان اتهام ناروا بزنند و ... . در همین انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر فرض کنید فرد صالح و خداترسی به‌عنوان نامزد هفتم می‌آمد و در مناظره‌ها شرکت می‌کرد. اصلاً چنین کسی دیده می‌شد؟ پاسخ را می‌شود از نتایج انتخابات فهمید: در هر دو جناح،‌ نامزدهایی که اخلاقی‌تر رفتار می‌کردند کمترین رأی را آوردند. این نشان می‌دهد که در عمل هم افراد صالح شانس زیادی برای پیروز بیرون آمدن از صندوق رأی ندارند. ممکن است کسانی بگویند همین رأی مردم نشانگر صالح بودن فرد پیروز است. افکار عمومی روی‌هم‌رفته صالح (و شاید حتی اصلح) را می‌شناسد و آن را از طریق صندوق رأی تعیین می‌کند. در پاسخ باید گفت که چنین نیست؛ صالح بودن امری آفاقی [۳] است و تنها خداوند صلاحیت تعیین صلاحیت افراد را دارد، که تنها او دانای همه‌ی اسرار است. تعیین میزان صالح بودن افراد امری بین الاذهانی [۴] نیست که مردم بتوانند آن را تعیین کنند.

مشکل دیگری که انتخاب فرد صالح برای ما ایجاد می‌کند این است که آیا صالح بودن افراد معیاری همه‌دسترس‌پذیر دارد؟ آیا می‌توانیم صرفاً با اتکا به ظواهر درباره‌ی شخصی حکم به صالح بودن کنیم و زمام امور کشور را به دست او بسپاریم؟ آیا امکان ندارد که افراد سودجو، ریاکارانه بخواهند خود را ظاهرالصلاح نشان دهند و به این وسیله مردم را فریب دهند و رأی جمع کنند؟ به‌گمانم پاسخ به پرسش‌های فوق روشن است: هیچ معیار همه‌دسترس‌پذیری برای انتخاب افراد صالح وجود ندارد و برای تعیین صالحان مجبور به اکتفا به ظواهر هستیم که این امر هم با وجود ریاکاری‌های ممکن، اصلاً و ابداً روش قابل اطمینانی نیست. پس چه کار کنیم؟ اصلاً به صالح بودن افراد کاری نداشته باشیم.

جمله‌ی معروفی از شهید چمران (ره) نقل شده: «می‌گویند تقوا از تخصص لازم‌تر است. آن را می‌پذیرم اما می‌گویم آن‌کس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد بی‌تقوا است.» به نظرم جمله‌ی بسیار درخشان و راهگشایی است و نشان می‌دهد که باید در انتخاب کردنمان تخصص را ملاک قرار دهیم. اگر فرد متخصص، با تقوا و متعهد هم باشد، که ما به‌هرحال با نظر کردن به تخصصش او را انتخاب می‌کنیم. ولی اگر فرد متخصص، با تقوا و متعهد نباشد باز هم بهتر از فردی نامتخصص است که در ظاهر متعهد است، چون بنا به نظر شهید چمران چنین شخصی نه تخصص دارد و نه تعهد. نتیجه‌ای که می‌خواهم از این بحث بگیرم این است که هنگام رأی دادن، باید به تخصص افراد نگاه کرد و بر این اساس انتخاب کرد. انتخاب صالح (یا اصلح) کاری است که فقط از عهده‌ی خداوند برمی‌آید و نباید چیزی از مردم انتظار داشت که توانایی برآورده کردنش را ندارند. [۵]

موضوع دیگری که رأی دادن به فرد صالح را منتفی می‌کند توجه به این نکته است که رأیی که به صندوق می‌اندازیم، صرفاً انتخاب یک فرد نیست؛ انتخاب یک فکر و ایده است. هنگام شرکت در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری ما با رأیمان به طور غیر مستقیم وزیر فرهنگ یا وزیر امور خارجه را هم انتخاب می‌کنیم. بنابراین شرکت در انتخابات، رأی مستقیم است به یک (یا چند) فرد و رأی غیر مستقیم است به افرادی دیگر که آن فرد منتخب در انتخابشان دخیل است. ما امکان تعیین صالح بودن آن افرادی که به وسیله‌ی رأی غیرمستقیم ما انتخاب می‌شوند را نداریم، چون اصلاً‌ موقع انتخابات نمی‌دانیم دقیقاً چه کسانی قرار است انتخاب شوند. ما فقط می‌توانیم به افکار و ایده‌های فرد منتنخبمان در مثلاً فرهنگ و سیاست خارجی رأی دهیم نه به کسانی که قرار است آن افکار را پیاده کنند.

موضوع آخری که در این یادداشت به آن می‌پردازم، این است که شرکت در انتخابات و رأی دادن سازوکاری است که کنشی متناسب با خودش را می‌طلبد. چنان‌که ذکر شد، سازوکار انتخابات برای پیروز شدن فرد اصلح طراحی نشده ولذا کنش ما نباید معطوف به انتخاب فرد اصلح باشد. مثل بازی شطرنج است: شاید شما در یک حرکت مهره‌ی اسب را از دست بدهید، ولی اگر بتوانید وزیر حریف را از صفحه حذف کنید، شما برنده‌ی آن حرکت هستید. صحنه‌ی انتخابات هم مثل صفحه‌ی شطرنج است. باید عملگرایانه به آن نگاه کرد: نمی‌شود طوری بازی کرد که هیچ‌کدام از مهره‌هایت از صفحه حذف نشوند و در عین حال همه‌ی مهره‌های حریف را حذف کنی. باید ببینی در هر حرکت چه به دست می‌آوری و چه از دست می‌دهی. انتخابات صحنه‌ی بازی آرمان‌گرایان نیست. آٰرمان‌گرایان اگر نتوانند واقع‌بینی پیشه کنند، در این بازی شکست می‌خورند. بر اساس همین موضوع هم امری به نام «لیستی رأی دادن» کنش درست و مناسب در انتخابات‌ها است. رأی دادن به لیست یعنی بی‌معنا کردن بحث صالح و اصلح و فاسد و افسد. رأی دادن به لیست یعنی رأی دادن به حزب/ جریان سیاسی و نه به افراد. حتی اگر کسی را می‌شناسیم که مطمئنیم صلاحیتش بیشتر از تمام افراد لیست حزب مورد علاقه‌مان است، نباید به او رأی بدهیم وگرنه زمینه را برای شکست خوردن حزب مورد علاقه‌مان هموار کرده‌ایم. دموکراسی تمرین رضایت دادن به حداقل‌ها است. آرمان‌گرایی در دموکراسی موجب از دست رفتن حداقل‌ها می‌شود.

 

پانوشت‌ها:

[۱] در این نوشته مسامحتاً در جاهای مختلف دموکراسی، صندوق رأی و انتخابات را به‌جای هم به‌کار برده‌ام.

[۲] البته این موضوع منافاتی با این ندارد که گاهی نتیجه‌ی انتخابات، پیروز شدن افراد صالح است. تمرکز من بر این نکته است که انتخابات برای چنین هدفی ساخته نشده. شما اگر لوله‌ی تفنگ بادی را به سمت دریا بگیرید و شلیک کنید ممکن است بتوانید چند ماهی را زخمی و صید کنید ولی تفنگ بادی برای صید ماهی ساخته نشده است.

[۳] objective

[۴] intersubjective

[۵] اینجا عمداً مباحث مربوط به اخلاق را از معادله حذف کرده‌ام تا معادله آنقدر پیچیده نشود که از حل آن عاجز بمانم. در انتخاب واقعی شاید زمانی مجبور به انتخاب بین فردی متخصص بدون پایبندی به اخلاق و فردی نامتخصص ولی متخلق باشیم.

۹۶/۰۳/۱۹

نظرات  (۱۳)

سلام مهدی. فکر میکنم ماجرایی که گفتی از مسائل بالقوّهء دینداران جامعه ماست ولی چون اغلب مسئله روشن و واضح طرح نمیشه هنوز مبهم مونده برای ملّت. 

و اینکه سخته به یه آرمانگرا بگی سیاست حوزهء کاری شما نیست و در کار مُلک باید با مصلحت بینی و تدبیر رفتار کنی. اونم توی جامعه ای که توی تاریخ معاصرش انقلاب داشته.

در مورد «امر آفاقی» هم فکر میکنم معنایی که تو مراد میکنی معنای بعیدیه. آخه اغلب به میز و دیوار و درخت که برای همه معلومه آبجکتیو میگن. البته در مجموع منظورت از اون پاراگراف برای من قابل فهمه.

پاسخ:

سلام حجت. موافقم باهات.

درباره‌ی امر آفاقی هم، اگر اینطوری آفاقی رو تعریف کنیم: آنچه سابجکتیو و اینترسابجکتیو نباشد، به نظرم مشکل حل میشه. به نظرم باید بین امر objective و امر concrete تفاوت قائل بشیم. هرآنچه آبجکتیو باشه کانکریت نیست. حتی افکار تو هم برای من یه آبجکت است.

سلام
کلا انتخابات نباید باشه در نظام اسلامی اما خب چون ما با نظام و حکومت اسلامی هنوز فاصله داریم ناچارا انتخاب رو ملاک قرار دادیم 
اگرنه به قول حرف شما در این متن اصلا انتخاباتی نباید وجود داشته باشه چون مسولین از طرف خدا باید منسوب بشن!

و اما در مورد انتخاب فرد اصلح
اینجا منظور فرد اصلح در کره ی زمین نیست بلکه اصلح بین کاندیداهای موجوده
با این حساب فکر میکنم صحبت شما خلاف باشه..
نکته ای که به ذهنم میرسه در همین رابطه اینه که قرار بوده که ما کشورمون بر مبنای اسلام باشه و اداره بشه و ... و مردم هم مسلمان هستن و لاجرم در انتخاب ها باید سعی کنیم طبق آیات و روایات به فردی رای بدیم که ملاک هایش در آیات و روایات آمده باشه 
در این صورت هم رای دادن به فرد متخصص بی تقوا کار درستی نیست به هیچ عنوان!

در مورد انتخاب وزیر و زیر دستان و اینکه اعتباری نیست که فرد درستی رو بذاره روی کار یاد انتخاب وزیر اطلاعات افتادم که هیچ زمینه و تخصص امنیتی نداره بنده خدا و او رو فردی انتخاب کرده که سالها یکی از مسولین امنتی کشور بوده و آگاه و به اصطلاح متخصص در این زمینه!

نوشتین انتخابات صحنه ی بازی آرمانگرایان نیست با این توجیه که "اگر"نتوانن واقعیت گرا باشن و ..
خب همین اگر نشون میده حرفتون درست نیست چون احتمال اینکه آرامانگرایان واقعیت گرا هم باشن هست
و اینکه کلا جامعه اگر آرامان هاش رو از دست بده محکوم به از بین رفتن 
مسولی که آرامنگرا نباشه راه رو درست نخواهد رفت
شاید بهتر بود بجای آرپانگرایی مینوشتید شعار گرایی!
چه قدرم رهبری "که نمیدونم قبولشون دارید یا خیر"روی این آرامانگرایی تاکیید دارن
 کوشتین انتخاب صالح یا اصلح فقط از خدا برمیاد!
درسته و اینجا بحث ولایت مطرح میشه که در طول اراده خداوند قرار داره و سلسله مراتبی که خودتون بهتر میدونید...



در مورد پست پایین 
میدونید حمله یا تجاوز داعش که دیروز اتفاق افتاد شاید ربط نداشته باشه به روحانی اما ...
این اما خیلی مهمه و غیر قابل انکار که اگر ایشون طی این سال ها قدرت نظامی و دفاعی و ارگان های مربوطه رو تضعیف نمیکرد به شکل های مختلف و اگر ایشون اینقدر بر طبل قطبی کردن جامعه نمیکوبید شاهد حمله به بخش مهم کشور نبودیم... نهایتش توی یه جای دور افتاده ای یه حرکتی میکردن نه وسط قلب کشور و پایتخت و توی ارگان مهم کشوری این اتفاق بیوفته


پاسخ:

سلام

من هم منظورم انتخاب فرد اصلح روی کره‌ی زمین نبود. منظورم انتخاب فرد اصلح بین دو یا چند نامزد بود. اگر دوباره متن را بخوانید متوجه می‌شوید.

و اما درباره‌ی آیات و روایات باید عرض کنم که در زمان معصومین انتخاباتی برگزار نمی‌شده ولذا تا جایی که من اطلاع دارم هیچ آیه و روایتی به‌طور مستقیم درباره‌ی نحوه‌ی رأی دادن نداریم، مگر اینکه کسانی بخواهند از بعضی آیات و روایات چیزی استخراج کنند، که در این صورت حرف و حدیث زیاد پیش می‌آید. ببینید، درست است که ما مسلمان هستیم ولی نباید انتظار داشته باشیم برای هرچیز جدیدی دستورالعمل از آیات و روایات وجود داشته باشد. مگر شما وقتی یک دستگاه تلویزیون می‌خرید، چگونگی کارکردش را در آیات و روایات جستجو می‌کنید؟ غیر از این است که به دفترچه‌ی راهنمایش مراجعه می‌کنید؟ صندوق رأی هم چیزی است که در اسلام نبوده. این از غرب به کشور ما وارد شده. برای فهم دستورالعمل‌هایش و نحوه‌ی کارکردش هم باید نگاه کنیم ببینیم خودشان درباره‌اش چه می‌گویند. ببینید فیلسوفان سیاست غربی، درباره‌ی دموکراسی چی می‌گویند.

آرمان‌گرایی امر بسیار خوب و مطلوبی است. آدمی که آرمان نداشته باشد آدمی مرده است. ولی حرف من این بود که فرد آرمان‌گرا نباید آرمان‌گرایی‌اش را قاطی انتخابات کند. نباید از صندوق رأی انتظار آرمانی داشته باشد، که اگر این‌طور باشد محکوم به شکست است.

درباره‌ی پست پایین هم توجه داشته باشید که عملیات تروریستی بوده، جنگ مستقیم که نبوده که می‌گویید نهادهای نظامی ما تضعیف شده‌اند. همین آمریکا که قوی‌ترین ارتش دنیا را دارد بارها مورد حمله‌ی تروریستی قرار گرفته. پس این نشان می‌دهد که چنین نیست که اگر نیروهای مسلح قوی داشته باشیم دیگر تروریست‌ها امکان حمله ندارند. و البته این حمله چون در تهران بود و از طرف داعش هم بود اینقدر سروصدا کرد. وگرنه چند سال پیش در حسینیه‌ی عاشقان ثارالله شیراز گروه عبدالمالک ریگی بمب گذاشت که تلفاتش خیلی بیشتر از این حمله هم بود ولی اینقدر سروصدا نشد. زمان رئیس جمهوری روحانی هم نبود که بتوان او را مقصر دانست.

۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۴ میثم علی زلفی
سلام
فکر نکنم کسی بتواند این متن که پر از پیش فرض و حرفهای خلاف عقل و فطرت است قبول کند!
با این حال گفتن چند نکته را ضروری می بینم:

1- با همین پاسخی که به جناب سائل دادید شروع می کنم. از همان دیشب که متن شما را خواندم به این نتیجه می رسیدم که شما قصد دارید تفسیری غربی از مردم سالاری داشته باشید حال آنکه چه لزومی دارد که مردم سالاری عینا همان باشد که آنها انجام می دهند. آیا از تاثیرات اندیشه ها در مسائلی مثل دموکراسی و ... بی خبرید.
اگر مثال شما در مورد تلویزیون و را مع الفارق ندانیم باز هم لزومی ندارد ما دقیقا از تلویزیون همان استفاده ای را بکنیم که آنها می کنیم یعنی مثلا اگر آنها در خانه استفاده می کنند ما می توانیم در مغازه استفاده کنیم یا اگر روز استفاده می کنند ما شب استفاده کنیم.
می خواهم بگویم لازم نیست همه قیود را از آنها بگیریم و فقط در آنچه که برای آن ساخته شده استفاده کنیم یا حتی می توانیم قطعاتی به آن اضافه کنیم و کاربری دیگری از آن بگیریم. ولی شما مفروضتان این است که چون آمده پس اصلا  دست به آن نزنید. این حرف چه لزومی دارد؟؟؟
بنابر این این حرف که شما بگوئید چون از غرب آمده نمی توان قرائت دینی از آن داشت صحیح نیست مگر اینکه آنچه از غرب آمده باشد مبتنی بر ایده ای باشد که آن ایده صد در صد با دین در تعارض باشد.

2- این همه دستور و توضیح در آیات و روایات برای شناخت منافق بخاطر امکان تشخیص منافق از غیر آن است و ریاکاری در متن شما معنای جز نفاق ندارد. اینکه شما بیایید مبتنی بر نگاه غربی که شک گرایی و عدم امکان شناخت واقعی ،مسائلی که متدینین مطرح کرده اند را نقد کنید یک اشتباه راهبردی است.
روایت تعیین قاضی و حاکم نشان می دهد که تشخیص اصلح از همین ظواهر کافی است و نباید مردم را به سمت لاابالی بودن سوق داد
ضمن اینکه روایاتی داریم که تشویق به داشتن یک رئیس در یک جمع بواسطه انتخاب خود مردم می کند و نهی از اینکه بدون رئیس و سرپرست باشی و در جاهای متعدد صفات افرادی که باید رئیس باشند را فرموده اند (این یعنی همان مردم سالاری دینی)
3- در فرهنگ دین روحیه لاابالی گری و بی تفاوتی نسبت به افکار و رفتار و افراد بی معنی است و ترویج روحیه ی لاابالی گری که همان فرهنگ لیبرالی است ضد فرهنگ دینی است. علت این لاابالی بودن در فرهنگ لیبرال هم باز بر می گردد به این مسئله که هیچ واقعیت و حقیقتی وجود ندارد فلذا تلاش برای کشف واقع و حقیقت بی معنی است لذا باید به تفکر رای بدهید تا تفکر رای بیاورد ولو اینکه آن تفکر بد باشد ولو متشکل از افراد نالایق باشد. اما با این مبنای شما سوال این است که اصلا چرا باید رای بدهیم و چه تضمینی هست که با این مدل شما آنها به تفکر رای آورده اصلا عمل کنند یا نه!
این یعنی مثل نادان ها برویم چند نفر را انتخاب کنیم که نه تنها احتمال اصلح بودن ندارند بلکه به احتمال قوی صالح هم نیستند و از طرفی هیچ تضمینی برای اجرای آنچه می گویند نیست.(این یکی از بیشمار حرف های خلاف عقل و فطرت این متن است بنده که احساس کردم دارد به من توهین می شود)

4- استفاده از تخصصی که شهید چمران مطرح کرده اند در مسئله ریاست جمهوری یک مغالطه ی شدید است و اتفاقا این حرف چمران در این مسئله جاری نیست ....
تخصص در ریاست جمهوری یعنی چه؟؟ یعنی باید هم در وزارت شهرسازی و مسکن هم کشاورزی هم وزارت خارجه هم کار و رفاه مدرک و تخصص داشته باشد؟؟؟ آیا صرف اینکه چند روز و یا چند سال در یک وزارت خانه باشد به او می توان متخصص گفت؟؟؟

این حرف شهید چمران اگر درست باشد بردش بیشتر از شورای شهر نیست که البته با مبنای شما یعنی لیستی رای دادن این مسئله هم محقق نمی شود و عملا ببا تقواهای غیر متخصص که رای نمی آورند بی تقواهای متخصص هم رای نمی آورند همین اتفاقی که در تهران افتاد.....

-----------------------------------------------------
در مسئله خود دموکراسی هم اشکالات زیادی وجود دارد
1- چه کسی گفته بهترین روش است (که شما این را پیش فرض گرفتید)؟
2- انتقال مسالمت آمیز قدرت به نفع چه کسی؟مردم یا اشراف لیبرال؟
3-چه تضمینی هست که قدرت در دست 4 درصد نیافتد و مابقی فقط نظاره گر نباشند؟

در کل باید گفت آنچه شما نوشتید مبتنی بر تفکر لیبرالی است و نامش دموکراسی اما آنچه ما به دنبال تحقق آن هستیم که مضراتی از جمله لاابالی نکردن مردم و .... را هم ندارد مردم سالاری دینی است. یعنی انتخابی مبتنی بر مسئولیت، شناخت نسبی و آگاهی، انتخاب افرادی که حداقل در ظاهر اصلح هستند و بر اندیشه ای باور دارند (این ظاهرا معترف به چیزی بودن کم چیزی نیست ولی شما آن را بی ارزش جلوه داده اید که بحث مفصلی می طلبد)


در پایان باید بگویم:

مجری مجری است نه رهبر فلذا اصل اولی که مردم باید یاد بگیرند این است که کسی که در همه چیز می تواند دخالت کند همه کاری کند سیاست گذاری کند راهبرد بدهد و ... را انتخاب نمی کنند فقط یک نوکر و مجری قوانین مجلس و اهداف کلی تعیین شده توسط رهبر جامعه اسلامی را انتخاب می کنند


تشکر از متنی که نوشتید

پاسخ:
سلام
با اجازه‌تون من جوابی به شما نمی‌دم (فقط به شما) چون تجربه‌ی بحث‌های قبلی به من نشون داده که بحث شکل مراء به خودش می‌گیره. ضمن اینکه برای بحث کردن باید یه حداقل فهم مشترک، خوشبینی، و امکان خود را به‌جای دیگری گذاشتن وجود داشته باشه، که بین ما وجود نداره. مخصوصاً این بار که نوشته‌اید من بر اساس افکار لیبرالی یادداشت می‌نویسم و لابد شما بر اساس اسلام ناب محمدی جواب می‌دهید! اینظوری بحث کردن غلط است و من هم دیگر در سنی هستم که حوصله‌ی کار کردن روی این همه فاصله رو ندارم.
با این وجود از نظرتون تشکر می‌کنم و هر نقد دیگه‌ای اینجا یا در وبلاگ خودتون بر این یادداشت بنویسید استفاده می‌کنم.
۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۴۸ میثم علی زلفی
بنده منظورم نوع تفسیری که از دموکراسی بیان کردید بود نه اینکه خدای نکرده شما تفکر لیبرال دارید. (اگر اینطور القاء شده اصلاح می کنم و عذرخواهی)

ضمن اینکه بنده اسلام ناب محمدی رو نمی گویم اما قطعا با گذراندن هزار واحد دانشگاهی (اگر حمل بر خودستایی نشود که معادل 5 دکترای است) در زمینه علوم دینی فهم دقیق تری نسبت به کسانی که این مقدمات رو ندارند دارم این ادعای گزافی نیست. (دقت کنید نگفتم تقوای بیشتری دارم)

از خودتان می پرسم آیا شما فهم کسی که به طور مداوم در آیات و روایات و متون دینی سر و کله می زند را با دانشجویی که عمده ی مطالعاتش در علوم مهنسی یا فلسفه ی غرب و این مسائل بوده و در کنارش چند کتاب روایی هم خوانده یکی می بینید.
بهتر است زیاد ناراحت نشید بنده هم که دانشجو بودم چون ذهن خوبی داشتم فکر می کردم دین را از همه حتی روحانی ها بهتر می فهمم و اصلا آمدم که روحانی متفاوتی باشم که هستم اما توهم بهتر فهمیدن دینم تا حدود زیادی بر طرف شده است.

نقد هایم را نوشتم و پیش فرض های این نوشته همانطور که گفته شد اینقدر زیاد است که نقد نوشتن بر آن نیازمند چند پست جدا و مفصل است.
اگر فرصتی شد همانهایی که گفته شد را بیشتر توضیح خواهم داد

حالا ناز نکن و ناراحت نشو....
فکر کنم سربازی شما و کار زیاد، مشغله فراوان و اداره خانواده،  هر دومان را نازک نارنجی و زود زنج کزده که پیشتر اینگونه نبودیم ان شاء الله خدای سعه ی صدر هر دو مخصوصا بنده را زید کند
آمین
پاسخ:

نه بابا نازک نارنجی چیه؟! من که ادعا نکردم در فقه یا تفسیر به اندازه‌ی شما یا بیشتر از شما اطلاعات دارم. این که موضوع روشنی است. شما در این رشته درس خوانده‌اید و من حداکثر مطالعات پراکنده‌ای داشته‌ام. مشکل من این است که شما هر چیزی را سریع به دین ربط می‌دهی. من درباره‌ی انتخابات نوشته‌ام که ذاتاً (اگر انتخابات ذات داشته باشد) بی‌ربط است به دین. انتخابات نه دین را تأیید می‌کند، نه دین را رد می‌کند. در متن هم من نه از دین چیزی نوشته‌ام نه از آیات و احادیث مایه گذاشته‌ام که بگویید فهمت از دین اشتباه است. اصلاً من کاری به دین نداشتم در این پست.

حالا من از شما می‌پرسم. شما چقدر مطالعه درباره‌ی لیبرالیسم دارید که دم به ساعت به این و آن برچسبش را می‌چسبانید؟ چند تا کتاب از متفکران لیبرال خوانده‌اید؟ اینطوری که نمی‌شود اگر بقیه بخواهند درباره‌ی دین حرف بزنند نیاز به تحصیلات عالی است ولی اگر شما بخواهید درباره‌ی مفاهیم جدید فلسفه و علوم انسانی حرف بزنید نیاز به هیچ مطالعه‌ی خاصی نیست و می‌شود همه چیز گفت. همان مردم‌سالاری دینی که ازش دم می‌زنید را هم بعید می‌دانم مطالعه جدی درباره‌اش کرده باشید.

من دوباره خلاصه‌ی حرف این پست را سعی می‌کنم در چند جمله بزنم: آقا جان! شرکت در انتخابات کاری است مثل غذا پختن، مثل نجاری کردن، مثل مسئله‌ی ریاضی حل کردن. یک سری قاعده و روش دارد. هر کسی (چه دیندار باشد چه نباشد) اگر می‌خواهد در این امر موفق شود باید طبق آن قواعد و روش‌ها پیش برود، وگرنه شکست می‌خورد. شما نمی‌توانید یک سری قاعده و روش از بیرون بیاورید و بر انتخابات بار کنید و انتظار داشته باشید جواب بگیرید. جواب نمی‌دهد. بحث صالح و اصلح بحثی است که از بیرون بر انتخابات بار شده. برای پیروزی در انتخابات باید با روشی محاسبه‌گرایانه، عمل‌گرایانه و مصلحت‌گرایانه جلو رفت. انتخابات برای معلوم کردن حقیقت نیست. انتخابات برای به کرسی نشاندن اصلح نیست. جواب نمی‌دهد.

این حرف من بود در متن. حالا شما نگاه کن در نقدش چه نوشته‌ای. برای همین است که می‌گویم بحث کردنمان بی‌فایده است.

سلام
خب شما که این خلاصه رو در متن ننوشتید کلی توضیحات نوشتین که به اون توضیحات نقد وارده
دوست داشتم پاسخ تون به نظر اول آقای زلفی رو میخوندم
چون خیلی ااش بنظرم درست بود و جواب خودم بود در قبال پاسخ تون به خودم مثل بحث روایات در انتخاب افراد و ..
اینکه نمیشود. چون آیات و روایات مستقیم نداریم پس روی هوا انتخاب کنیم! وقتی مسلمانیم و قواعد اسلام رو قبول داریم پس تفاسیری که عالمان دین کا سالها مطالعه و تفقه داشتن روی روایات رو نمیشه ندید گرفت...
مثلا حضرت امام اومده حرفی زده راجع انتخابات بعد بگیم نظر شخصیشون بوده، این حرف درسته؟ یه سری تفاسیر رو علما درش اختلاف دارن اما کلیت یک چیزه مثلا نمیشه یه عالمی بگه ویژگی فرد اصلح فلان ملاک هاست و عالم دیگه مخالفش حرف بزنه! (طبق آیات و روایات)
من اطلاعات ندارم نه به اندازه جناب زلفی نه به اندازه شما اما با همین درک و اطلاعات ناقصم بنظرم نوشته تون گاف داره که امید وارم فردی که وارد هست بیاد باهاتون بحث کنه و به نتیجه برسه...

+من وقتی تلوزیون بخرم طبق موازین شرع ازش استفاده میکنم یعنی باهاش فیلم های ... نمیبینم! چون دینم بهم اجازه نمیده اگه دین مدار نبودم شاید نگاه میکردم!
متاسفانه کاری هم با فیلسوفان غربی ندارم چون دارم جنوب شرق آسیا زندگی میکنم!
با همه این تفاسیر هم نمیتونم هیچ وقت به فردی رای بدم که تقوا نداره! 
معنی اصلح هم اینه که فرد هم تخصص داشته باشه هم تقوا...
ان شاءالله اونایی که شورای نگهبان تایید صلاحیت میکنه تخصصش رو دارن...
میمونه تقوا و ...
عرض کردم بنظر من اصلا انتخاباتی نباید وجود داشته باشه چون قرار بوده ما دین مدار باشیم ولی حالا که هست معیارای من طبق موازین الهیه... هرکس بیشتر به ملاک های قران در مورد فرد با تقوا و مومن نزدیک باشه به او رای میدم و نمیتونم فردی رو انتخاب کنم که نه تخصص داره(اگرم داشته باشه ضد نظام استفاده میکنه) و نه تقوا و چپ و راست با حیله و دروغ عوام فریبی میکنه...
سابقه ی کاریه افراد خیلی مهمه برای من در انتخاب.
+نوشتین آرامنگرایان کلا محکوم به شکستن...
در پاسخ من نوشتین قاطی نکنه آرامنش رو..
اگه میشه اینو توضیح بدین من خیلی متوجه نمیشه این مساله رو
کسی که آرمان نداره اصلا واسه چی نامزد میشه؟!!
و اگه نخواد آرامنش رو دخالت بده که پس چجوری داره کار میکنه؟ برای رسیدن به چه هدفی داره کار میکنه؟!!


درمورد بحثتتون با جناب زلفی هم عرض کنم که الان شما مطلبی نوشتید که جای بحث داره و در بحث هم افراد جدی هستن طبیعتا اینطور نیست که چون جدی و مستند بحث بشه بگیم طرف حرف منو قبول نداره . خب شما هم حرف ایشون رو قبول ندارید بگید، چرا کلا تعطیلش میکنید؟!


+در مورد پست پایین هم اتفاقا وقتی داشتم مینوشتم قلب و پایتخت کشور و نقطه مهم کشور رو حمله کردن حواسم به بمب گذاری شیراز و کلا ریگی بود :)
بخاطر همون نوشتم نقطه مهم و جای حساس رو حمله کردن...
مثل اینکه یکی بره تو کاخ سفید عملیات انتحاری بزنه..
حواسم به تعداد کشته هم بود..
اما هیچ جای دنیا رو سراغ ندارم (با اطلاعات اندکم) که نقاط مهم رو حمله کرده باشن!
غیر از ایران و ترور هاش از زمان مشروطیت به این ور... بمب گذاریای مجلس و ... که کار منافیقین بود
اگه اینقدر جناب روحانی تضعیف نمیکرد اینها جرات میکردن همچون جایی رو هدف بگیرن؟!!!

پاسخ:

سلام

من که نگفتم روی هوا انتخاب کنید! نمی‌دانم چرا چنین برداشتی شده. هیچ جای متن هم نگفته‌ام که مثلاً به فردی شراب‌خوار، یا ولنگار یا دروغگو و ... رأی بدهید. این‌ها را من در دایره‌ی اخلاقیات می‌گنجانم و درباره‌اش هم در پانوشت ۵ تذکر داده‌ام که به نتیجه نرسیده‌ام و فعلاً آن را از بحث حذف می‌کنم.

شما اگر نامزدی دیدید که مشکل اخلاقی دارد بهش رأی ندهید. این که با حرف من تناقضی ندارد. حرف من درباره‌ی شرایط عادی است. زمانی که چند نفر آدم معمولی که ما اطلاعات زیادی از زندگی خصوصی‌شان نداریم نامزد شده‌اند. در این شرایط من می‌گویم روش بازی کردن درست در بازی انتخابات این است که کاری به صالح و اصلحشان نداشته باشیم.

درباره‌ی مثال تلویزیون من منظورم نحوه‌ی کار کردن با آن بود. این‌طوری نیست که شما اگر دیندار باشید یکی از دکمه‌های کنترل را بزنید و اگر نباشید دکمه‌ی دیگری را بزنید. یک دستگاهی است که بسته به اینکه شما چه ورودی بهش بدهید خروجی خاصی را به شما می‌دهد. دیگر نگاه نمی‌کند که شما دیندار هستید یا نه. انتخابات هم همینطور است. یک سازوکار است که ما باید روش درست استفاده کردن ازش را یاد بگیریم. اگر درست انتخاب کنیم نتیجه می‌گیریم و اگر درست انتخاب نکنیم نتیجه نمی‌گیریم، فارغ از اینکه دیندار باشیم یا نباشیم.

یک نکته‌ای که در متن به اشاره تذکر دادم را اینجا با صراحت می‌گویم: در انتخابات شهروندان مأمور به نتیجه هستند نه مأمور به وظیفه. فرض کنیم در یک انتخابات سه نامزد الف، ب و ج هستند. تشخیص شما این است که نامزد الف فردی صالح است، نامزد ب آدمی نسبتاً خلافکار است و نامزد ج آدمی بسیار خلافکار و شارلاتان است که هزار و یک مشکل می‌تواند برای کشور درست کند. بعد جو انتخابات و نظرسنجی‌ها را که نگاه می‌کنید می‌بینید رقابت بین نامزد ب و ج است و نامزد الف هیچ شانسی برای انتخاب شدن ندارد. اگر در چنین شرایطی شما فکر کنید که مأمور به وظیفه هستید و به نامزد الف رأی بدهید، زمینه را برای رأی آوردن نامزد ج مهیا کرده‌اید. کنش درست در انتخابات این است که در چنین شرایطی دست از آرمان‌گرایی برداریم و به نامزد ب (علی‌رغم میلمان) رأی بدهیم تا نامزد ج انتخاب نشود. امیدوارم منظورم از دخالت ندادن آرمان‌گرایی در انتخابات را هم متوجه شده باشید.

نمی‌دانم شما بازی‌های گروهی ورق (پاسور) را بازی کرده‌اید یا نه. امیدوارم لااقل آشنا باشید که دارم درباره‌ی چه حرف می‌زنم. وقتی شما در یک تیم هستید باید با توجه به دست هم‌تیمی‌ها و دست رقبا بازی کنید. اگر شما فقط به دست خودتان نگاه کنید و به هم‌تیمی‌ها و رقبا بی‌توجه باشید بازی را می‌بازید. انتخابات هم همین‌طور است. شما باید با توجه به آرای دیگران رأی بدهید، یعنی کاملاً مصلحت اندیشانه و عملگرایانه. دیگر اینکه آیا فلانی اصلح است یا نیست اهمیتی ندارد. هر کسی می‌خواهد اصلح باشد، وقتی رأی نمی‌آورد رأی دادن به او مساوی با شکست است.

 

+ اون بحث تروریسم رو هم بگذاریم برای یک وقت دیگه.

فکر کنم با آرمان مشکل دارم که الفش جا میمونه :)
۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۴ میثم علی زلفی
خیلی تشکر از شما
------------------------------------------
باید عرض کنم خدمت مبارکتون که در این 1000 واحد مطمئنا تعداد قابل توجهی واحد به فلسفه، کلام چه از نوع قدیم و جدید تعلق دارد.
ضمن اینکه بنده بخاطر علاقه شخصی خوم به مباحث کلامی در مسائل جدید مطالعات جدایی داشته ام و از کتاب های دکتر شهریار زرشناس و همچنین صوت های تدریس ایشون 44 جلسه 2 ساعته و 30 جلسه غرب شناسی دکتر عباسی بی بهره نبوده ایم
درست است که سواد ما به جزئیات مسائل و اصطلاحات قطعا به پای شما که تخصصا در این مسئله وارد شده اید نمی رسد اما این سواد در حد تورق کردن هم نیست. بگذریم......
-------------------------------------------------
اما اینکه فرمودید بنده به ادعای شما نقد نکردم دقیقا مورد اول جواب ادعای شما بود.
و جواب مفصل ترش این است که ابزار یا چنبه ی ابزاری صرف دارند یا جنبه ی ایدئولوژیک هم دارند بنده حرفم این بود نقش ایدئولوژی ها در ابزار را نباید نادیده گرفت.
(ابزار محض البته اگر بپذیریم ابزار محض داریم مثل)ریاضیات و شیمی و فیزیک و ... یک ابزار است که با توجه به جهان بینی اومانیستی وقتی در کنار نیاز سرپناه قرار می گیرد علمی را ایجاد می کند به اسم عمران که در آن معماری ساختمان از لحاظ بیرونی و اندرونی، آشپزخانه اپن،  رنگ آمیزی ، نور پردازی و حتی ریز ترین جزئیات ساختمانی ،مبتنی بر اندیشه سکولار و ... است.
اما همین ابزار(ریاضیات و....) وقتی با جهان بینی الهی ترکیب می شود، می شود معماری اسلامی که کاملا محصول متفاوتی را تحویل جامعه می دهد و مبتنی بر باورها خانه ای با اندرونی و بیرونی و حوضی در وسط حیاط که درختانی دارد و از زیر آن آب جاری است به یاد باغ های بهشت و رنگ آمیزی خاص  ....

شما فرمودید چون دموکراسی از غرب آمده محصولش انتخاب اصلح نیست! بله کاملا درست می فرمائید. اما مکانیزم انتخاب افراد به واسطه ی رای دادن دیگران وقتی در چهار چوب فکری سکولار یا لیبرال مهندسی می شود محصولش این می شود که شما فرمودید اما ما می توانیم این ابزار را بگیریم و مبتنی بر اندیشه ی خودمان آن را مهندسی کنیم و از همین ابزار یعنی انتخاب افراد بواسطه ی رای مردم (مثل ریاضی) اصلح را خارج کنیم
لذا رهبری فرمودند نگوئید دموکراسی بگوئید مردم سالاری دینی،سوال یک دینی به آن اضافه کردید درست شد؟ نه منظور مردم سالاری مبتنی بر اندیشه ی اسلامی است.

بنابر این اشکالم را دوباره می گویم آیا شما منکر تاثیر اندیشه ها و ایدئولوژی ها بر محصولات ابزار هستید؟ اگر نیستید باید بپذیرید که محصول مردم سالاری با قید دینی منجر به انتخاب اصلح می شود چون حرکت مردم در چنین انتخابی مسئولانه آگاهانه و ... که در بالا آمد است و چنین انتخابی و فرآیندی اصلح آفرین خواهد بود
اما جای این توضیح هست که اگر تا کنون موفق به چنین انتخابی تا حد مطلوب نشده ایم به دلیل پر رنگ تر بودن دموکراسی در ایران بوده است نه مردم سالاری دینی

-----------

ما بقی اشکالات هم به اصطلاح در جهت نشان دادن ضعف شواهدی است که در تایید مدعای خود آورده بودید و بی ربط نیست
------------------

احتمالا جواب این اشکال که چرا شما به هر چیزی نگاه دینی دارید هم معلوم شده باشد چون بنده و دوستانام معتقدیم اندیشه ها حتی در ناحیه خود ابزار تاثیر گذارند و نحوه ی استفاده از ابزار و حتی شکل خروجی خود ابزار متاثر از اندیشه ها تغییر می کند.

یا حق
پاسخ:

دوست گرامی! حرف شما مثل این است که یک نفر بگوید من درباره‌ی اسلام مطالعاتی داشته‌ام، بعد ازش بپرسند چه خوانده‌ای بگوید کتاب ۲۳ سال را خوانده‌ام و سر کلاس‌های فلان متفکر منتقد اسلام هم نشسته‌ام! فکر را باید از منبعش خواند. شما که دغدغه‌ات مبارزه با لیبرالیسم است، این نقدها را فعلاً‌ ول کن. برو چهار تا کتاب از چهار تا فیلسوف لیبرال بخوان ببین اصلاً مسئله‌شان چه بوده؟ چرا این حرف‌ها را زده‌اند؟ در پاسخ به کدام نیاز چنین نظریاتی داده‌اند؟ و ... .

بقیه‌ی حرف‌ها را هم چون قرارمان این شد که جواب ندهم جواب نمی‌دهم. فقط یک سوء تفاهمی شده: من نگفتم چون دموکراسی از غرب آمده محصولش انتخاب اصلح نیست. اگر از شرق هم می‌آمد محصولش انتخاب اصلح نمی‌شد. اگر در دل تمدن اسلامی هم به‌وجود می‌آمد محصولش انتخاب اصلح نمی‌شد. دموکراسی اصلاً برای انتخاب اصلح درست نشده و هرچه هم حک و اصلاحش کنیم، اصلح بیرون نمی‌دهد.

۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۱۱ میثم علی زلفی
بنده نمونه عرض کردم و قصدم این بود بگم ناآشنا نیستم و در حد تورق هم نیست و البته لزومی ندارد برای شناخت افکار حتما به منابع دست اول رجوع کرد همین قدر که منبع مطمئنی رجوع کنی کافی است البته بعد از این همه سال می فهمیم که کجای اشکال کسی به تفکری درست هست یا نیست.

ضمن اینکه با شیطنت از پاسخ دادن تفره رفتی ها باشه اشکال نداره جواب نده شیطون بلا

دعامون کن
پاسخ:
شما هم همه رو دعا کن.
در مثال نامزد ها
وظیفه در اون صورت انتخاب ب میشه

امام فرمود ما مکلف به وظیفه ایم نه نایجه
معنیش اینه که تو درست انتخاب کن دیگه اینکه کسی که اسمش از صندوق میاد بیرون چیکار میکنه باید توکل کرد
فرد ظاهر الصلاحی ممکنه دربیاد اما نهایت کارش گتد زده باشه به کشور
حالا شاید ایشون در مورد انتخابات منظورشون نباشه 
کسی که در انتخابات شکرت کرده عمل به وظیفه کرده!
نتیجه بر میگرده به سطح تفکرات مردم و اغوا شدنشون
اینکه شما عمل به وظیفه کردی و روشنگری کردی در زمانی که داشتی یا نه...
نامزد ها طبق چهارچوب هر حکومتی تایید میشن..
وظیفه دارن طبق اون چهارچوب عمل کنن اما خب بعضیا هم هستن که لباس نفاق بر تن دارن متاسفانه!
من فکر کردم تا جایی که یادم میاد ارامانگرایی رو راجع به مسولین میگین!!
چون افرادی هستن در همین چهارچوب کشور اما آرمانگرایانه عمل نمیکنن .. مثلا میرن سند ۲۰۳۰ امضا میکنن و ...‌.
با این تفاسیر ترجیح میدم به فردی رای بدم که آرمانگرا باشه .. توجیه هم نشدم با حرفای شما
درباره تلوزیون من تلوزیون مبخدم که چیکار کنم؟!!
استفاده های متفاوت میشه ازش کرد با نتایج مختلف
بله چهارچوبش یه چیزه اما....

بنطرم نمیشه اخلاقیات رو هم در این مورد نادیده گرفت
کسی که اخلاق داره در چهارچوب اسلام فرد متقی هست
کسی که متقی هست هرکار دلش خواست نمیکنه...

شما دوست ندارید بحث کنیم
ممنون به هرصورت 
فکر میکنم روی حرفاتون

پاسخ:

خب همین که می‌گین وظیفه انتخاب ب است، یعنی با بخش قابل‌توجهی از حرف من موافقین. این همون چیزیه که من بهش می‌گم مأمور به نتیجه بودن. تا همین حد هم با هم موافق باشیم خودش غنیمته. بیشتر از این واقعاً انتظار ندارم.

ممنون از هم‌فکری شما. لطفاً دعا کنید برای همه؛ همه‌ی ماهایی که محتاج دعاییم.

با این حال بازم اگه چهارسال پیش بود من بازم به جلیلی رای میدادم :)
فکر کنم هنوز موافق نشدم باهاتون :)

حاجت روا بخیر باشید ان شاءالله
من حال معنویم خوب نیست
شما برا ما دعا کنید...
برا مایی که محتاج دعاییم
برا همه مریض هایی که مد نظرمه :(
پاسخ:
مثل اینکه شما هم دچار تناقض نظر و عمل هستید. :)

چشم، خدا ان شاء الله همه‌مونو هدایت کنه.
فکر نکنم اینطور باشه
آخه خیلی معتقد نیستم چهارسال پیش شرایطی مثل شرایط مثالِ الف و ب و ج شما بوده باشه...

شایدم بوده نمیدونم
اما خب خیلی مسائل نقش دارن توی رای آدم ها...

هنوزم معتقدم نمیتونید نقش اخلاقیات رو به قول خودتون ندید بگیرید
چون خیلی مهمه
چون اینجا قرار بوده اسلام حکم فرما باشه 
بماند...
ان شاءالله سطح درک و فهممون از مطائل رشد کنه
پاسخ:
ندید که قطعاً نمی‌گیرم. فقط در این پست لحاظش نمی‌کنم.
سلام.
چه طولانی بود... :))

به نظرم کلا "صفات" تعریف‌کننده‌های خوبی نیستن؛ یعنی اگه از من بپرسی حتی به نظرم غلطن. چون حاکی از نوعی ثبات در ارتباط با رفتار فردی هستن. در حالی که زندگی یک پویایی مداومه و به نظرم "افعال" تعریف‌کننده‌های بهتری‌ین. به همین دلیل تعریف فردی با یک صفت و گنجوندنش در چهارچوبی به عنوان "صالح" یا بالاتر از اون "اصلح" جدای از این که "صلاحیت" معیاری نسبی و متغیره خیلی دارای معنی به نظر نمی‌یاد و بیشتر جنبه یادمانی یا تشریفاتی داره. یا شاید شعاری یا گاها هم شاید به مقاصد دیگر.
یه کتابی دارم می‌خونم از یوهانی پلاسما؛ یه جایی‌ش می‌گه:
"... فرایند از محصول نهایی اولویت بیشتری دارد تنها به این دلیل که محصول بدون عمل سازنده غیرممکن است"(از قول جوزف برادسکی).
و در ادامه خود نویسنده توضیح داده که:
" به نظر می‌رسد با وجود این که در کلام او محصول نهایی واجد کمال است طی شدن فرایند برای هنرمند و سازنده اهمیتی حیاتی دارد چرا که محصول نهایی، به جای پیش‌ذهنیت‌ها، از درون فرایند برمی‌آید و تصحیح می‌گردد. بنابراین، در کار هنری زیبایی و سادگی نیز نمی‌تواند به مثابه اهداف از پیش تعیین شده باشد، کسی به این صفات می‌رسد که برای مقاصد دیگری تلاش می‌کند."



پاسخ:
سلام
میشه اینطوری به شما جواب داد که هرچند صلاحیت نسبیه و هرچند ممکنه کسی امروز واجدش باشه و فردا از دستش بده، ولی به هرحال رأی‌دهنده بسته به صلاحیت نامزد در روز رأی‌گیری بهش رأی میده و این صلاحیت اگه از طرف رأی‌دهنده قابل تشخیص باشه رأی‌دهنده می‌تونه رأیشو به درستی به صندوق بندازه. ولی البته این هم هست که ممکنه صلاحیت یا اصلحیت فردای روز رأی‌گیری مخدوش بشه و ناچار باید ۴ سال منتخب غیر صالح یا غیر اصلح تحمل بشه.
آقای ابراهیم پور سلام. متن سرکار حداقل از حیث روشی اشکالاتی دارد. جنبه فعلی قضیه را با جنبه فاعلی آن در هم آمیخته اید و این شبهات بسیاری زاییده است. اما سوای متن که بنده نیز برآن نقدهایی دارم، مانده ام که چرا خود را درگیر مباحثات اعصاب شکن میکنید؟ چگونه به نتیجه رسیدن در بحث های ایدئولوژیک را چشم دارید؟ دیگران هم مثل ما پیش فرضهایی دارند و با آن پاها، تو بگو لغزان، راه خودشان را میروند! طی این سالها، دریافتن اینکه همه چیز ما در آمیخته با ایدئولوزیها و موضع ها و عدم وقوف به جزئیات لازم است، کار سختی نیست. 
با این عزیمت، یادداشت های ما در دوسوی میدان اثری برهم ندارد. شما کار خودت را بکن. بنویس و منتقد هم نقد خودش را میکند. لزومی ندارد حتما در میدان جواب و گفتگو درآیید. همچنان که فرمودید گفتگو محتاج مقدماتی است که حصولش الان با ایدئولوژییهای مختلف رو در روی هم ممکن نیست.
پاسخ:
سلام. به نظرم گفتگو لااقل تا جایی که مواضع دیگران را بفهمی می‌تواند مفید و مؤثر باشد. لزومی ندارد که نتیجه‌ی گفتگوها توافق و تفاهم باشد؛ گاهی فهم محل اختلاف و نزاع پرحاصل‌تر است. و البته شخصاً فکر می‌کنم باید به کسی که به من احترام گذاشته و نظرش را نوشته، احترام بگذارم و نظرم را درباره‌ی نظرش بگذارم. این روند تا زمانی که اوقات نویسنده‌ی وبلاگ را تلخ نکند، به نظرم مناسب‌ترین و سزاوارترین روش برای تعامل با مخاطبان وبلاگ است.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی