خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

آماده شویم برای آن روز

دوشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ۰۶:۱۲ ب.ظ

رومیان باستان به‌کار بردن کلمه‌ی «مرگ» را خوش نداشتند و به همین خاطر سعی می‌کردند طوری حرف بزنند که در کلامشان این کلمه به‌کار نرود. مثلاً به‌جای اینکه بگویند «فلانی مرده» می‌گفتند «فلانی زندگی کرد» یا «فلانی زندگی‌اش تمام شد». این نشان می‌دهد که کراهت و ترس از مرگ از دیرباز در میان انسان‌ها وجود داشته است. مونتنی فیلسوفی است که با ابزار فلسفه به مبارزه‌ی این ترس می‌رود. او معتقد است که فلسفه خواندن، آماده شدن برای مرگ است زیرا نتیجه‌ی خردورزی باید رسیدن به رضایت و خرسندی درونی و تحصیل زندگی خوب و آسان باشد. مونتنی معتقد است که برای رسیدن به این منظور باید زندگی پارسایانه‌ای پیشه کرد، زیرا یکی از مهم‌ترین موهبت‌های پارسایی، چشیدن طعم خوش زندگی و رضایت از مرگ است. بدون احساس کردن این رضایت، دیگر لذّت‌ها بسیار زودگذر و ناچیزند.

ما انسان‌ها معمولاً برای اجتناب از ترس از مرگ، ترجیح می‌دهیم که اصلاً به این موضوع فکر نکنیم. مونتنی معتقد است که این کار گریختن از این موضوع است و این راهکار نتیجه‌ای نخواهد داد. مرگ بالاخره روزی به سراغمان خواهد آمد و اگر از آن گریخته باشیم، ناآماده مجبور به پذیرفتنش می‌شویم. راهکار او برعکس، آشنا شدن با مرگ است تا حدی که دیگر هیچ شگفتی و تازگی برایمان نداشته باشد. برای این منظور لازم است که انسان دائماً متوجه مرگ باشد و از آن غفلت نکند. مرگِ دیگران دائماً پیش چشمان ماست و ما نمی‌دانیم که مرگ کی و کجا به سراغمان خواهد آمد، پس راه درست آن است که همواره خودمان را برای رویارویی با آن آماده نگه داریم. مونتنی این آمادگی را «تمرین مرگ» نام می‌گذارد و می‌گوید: «تمرین مرگ تمرین آزادی است. آنکه چگونه مردن را آموخته باشد، چگونه فرمان بردن را از یاد برده است.» بنابراین یاد مرگ نه تنها ترس را از وجود ما می‌زداید، که باعث می‌شود زندگانی آزادمنشانه‌ای را پیش ببریم.

مونتنی می‌گوید که مرگ ترس ندارد. چرا باید دائماً از چیزی بترسیم که از دست رفتنش نمی‌تواند موجب ناراحتی‌مان شود؟ بنا به گفته‌ی اپیکور، هنگامی که مرگ به سراغ ما بیاید، دیگر ما وجود نداریم، پس مرگ نمی‌تواند موجب ناراحتی ما شود. مرگ نه‌تنها به ما آسیبی نمی‌رساند بلکه برعکس، باعث آسوده شدنمان از همه‌ی مشکلات زندگی می‌شود. چقدر مسخره است که از چنین موضوع رهایی‌بخشی بترسیم! ترس از مرگ معمولاً با نارضایتی و تأسف همراه است. تأسف خوردن به‌خاطر اینکه صد سال دیگر زنده نیستیم همان‌قدر مضحک است که تأسف خوردن به‌خاطر اینکه صد سال پیش زنده نبودیم. اینکه چقدر عمر می‌کنیم موضوع مهمی نیست. موضوع مهم این است که همین حالا از عمرمان چطور استفاده کنیم. اگر از زندگی‌مان استفاده کرده‌ایم، همین برایمان کافی است و می‌توانیم با رضایت مرگ را پذیرا باشیم، و اگر از آن استفاده نکرده‌ایم، چرا برای از دست دادنش ناراحت شویم؟ چرا می‌خواهیم ادامه‌اش دهیم؟

روز مرگ روزی است درست مثل روزهای دیگر. چرا از روز آخر می‌ترسیم؟ عمر ما پلکانی است که هر روز به‌اندازه‌ی پله‌ای از آن بالا می‌رویم و به مرگ نزدیک‌تر می‌شویم. پله‌ی آخر با بقیه‌ی پله‌ها فرقی نمی‌کند، فقط ما را به بام می‌رساند. پس به‌جای اینکه از روز آخر بترسیم، باید قدر تک‌تک روزهای زندگی را بدانیم. این موضوع را مصریان باستان به‌خوبی فهمیده بودند. آنها رسم داشتند که در انتهای ضیافت‌هایشان، در اوج عیش و نوش، اسکلتی را وارد مجلس کنند و به مهمانشان بگویند: «فکر کن امروز آخرین روز زندگی‌ات است. اینطوری بیشتر قدر فردا را خواهی دانست.»

۹۴/۰۸/۲۵

نظرات  (۶)

ممنون. نوای مرگ آگاهی با صدای تو شنیدنی تر میگردد. 
پاسخ:
خواهش می کنم. امیدوارم بی فایده نباشد.
۲۶ آبان ۹۴ ، ۲۳:۴۶ عباس اسکندری

Steve Jobs:
💠Remembering that I’ll be dead soon is the most important tool that help me make the big choices in life.

 

💠به یاد داشتن این نکته که به زودی خواهم مرد، مهمترین ابزاری است که مرا در گرفتن تصمیمات بزرگ یاری می دهد.

پاسخ:
ممنون :)

پنج‌شنبه 28 آبان(فردا) روز کتابگردیه؛
اگر برامون امکان داره سعی کنیم به کتابفروشی‌ها سر بزنیم.

پاسخ:
چه جالب! البته از اونجایی که فردا احتمالاً غلغله است و من هم از جاهای شلوغ فراری ام، یه روز دیگه قضاشو به جا میارم.
سلام.
فکر نکنم! یعنی به نظر شما فردا واقعا همه راه می‌افتن می‌رن کتابفروشی‌ها؟... نمی‌دونم.

+ راستی این پست شروعش جالب بود. آدم و دعوت می‌کرد. فقط من نفهمیدم دو تا پاراگراف آخر کلا برمی‌گرده به مونتنی یا نه؟ انگار مشخص نیست کجا تموم می‌شه.
پاسخ:

سلام

من هم نمی‌دونم! ولی لابد به همین مناسبت کتابفروشی‌ها شلوغ‌تر از روزهای دیگه هستند. البته من می‌تونم به منظور کتابگردی، یه سر به کتابخانه‌ی اتاقم بزنم و یک خروار کتاب نخوانده رو ببینم و خجالت بکشم!

 

+ کل یادداشت درواقع خلاصه‌ی یکی از رساله‌های مونتنیه درباره‌ی مرگ:

That to study philosophy is to learn to die

فکر نکنم ترجمه شده باشه، ولی خیلی تأثیرگذاره. خود من وقتی می‌خوندم تحت تأثیر قرار گرفتم. مثال‌های رومیان و مصریان هم از همین رساله بود.

:))
اینم فکر خوبیه.
بعضی‌هام تو هفته کتاب از این کارا می‌کنن که مثلا هر کی نزدیک‌ترین کتاب به خودشو برداره صفحه فلان پاراگراف فلان رو بنویسن.
البته روز کتاب‌گردی بیشتر برای اون‌هاییه که شاید کمتر سر می‌زنن به این بهانه سر بزنن خرید کنن. اونایی که می‌خرن هم لابد برن که بقیه رو تشویق کنن. گرچه اینجور آدم‌ها احتمالا باز خودشونم می‌خرن. :))
به نظر من در کل ایده‎ی خوبیه.
پاسخ:

بله، ایده‌ی خیلی خوبیه. همین که باعث بشه کسایی که سال به دوازده ماه گذرشون به دوروبر کتابفروشی‌ها نمی‌افته جو فرهیختگی بگیرند و کتاب بخرند خودش خوبه. حتی اگه کتابو نخوونن، کمکیه به کتاب‌فروش‌ها و ناشران.


ایشاللا که واقعا به تعداد آدم‌های فرهیخته اضافه بشه. :))
پاسخ:
ایشالا. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی