خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
اینجا هم هستم

طرد شقّ ثالث

جمعه, ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۱ ب.ظ

بدون استثناء، چند دقیقه پس از نوشتن هر کدام از پستهای این وبلاگ، از نوشتنشان پشیمان شدهام؛ زودتر از همه، از نوشتن پستهای سیاسی پشیمان میشوم. سیاست آخرین چیزی است که دوست دارم از آن بنویسم. موضوعاتش سطحی و پیش پا افتادهاند، تاریخ انقضاء دارند و از همه بدتر: به هیچ دردی نمیخورند. با این همه، باید از سیاست نوشت.

نقل مشهوری است از ارسطو که «اگر باید فلسفیدن پس باید فلسفیدن، و اگر نباید فلسفیدن پس باید فلسفیدن.» حتی اگر کسی با فلسفه مخالف باشد، باید برای مخالفتش دلیل بیاورد و همین دلیلآوری دست زدن به یک فعالیت فلسفی است. بهنظرم لااقل در روزگار ما، شبیه به این را میتوان دربارهی سیاست گفت. حرف سیاسی نزدن، کار سیاسی نکردن، و به طور خلاصه سیاسی نبودن و دیگران را هم به آن تشویق کردن، در جهان ما کنشهایی بهشدت سیاسی است.

شریعتی میگفت پس از بعدازظهر عاشورا «آنها که ماندهاند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدیاند.» ماجرا را اینطور دیدن البته ترسناک است. جایی برای فرار از این مخمصه نمیماند؛ اگر از حق دفاع نکنی، باطلی. در سیاست هم با همهی پیچیدگیهایش آخرش همین است: یا با مظلومانی یا با ظالمان و اگر ساکتی با ظالمانی. هرچند نه همیشه، ولی برای پیدا کردن ظالم و مظلوم میتوان نگاه کرد و دید که در دو طرف ماجرا، کدامیک میخواهد تو ساکت باشی. او همان ظالم است.

سیاسی نوشتن در یک وبلاگ با مخاطبان بسیار محدود، هرچند نه به درد مخاطب میخورد و نه به درد نویسنده و هرچند ممکن است در آینده برای وبلاگ‌نویس مکافات شود، تمرین و تلاشی است برای ساکت نماندن، برای موضع گرفتن، برای رفتار نکردن منطبق با خواست ظالمان، برای حمایتی—هرچند کلامی—از مظلومان، برای کاری زینبی کردن، و برای یزیدی نبودن.

۹۷/۰۲/۲۸

نظرات  (۱)

۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۵۵ پیمان محسنی کیاسری
سلام. از وبلاگ آقای لاجوردی به این‌ جا راهنمایی شدم.
 
با خوندن خطوط آخر خواستم بگم که خیلی از وبلاگ‌ها کم مخاطبند اما با ارزش. چون خواننده‌های متعهدی دارن که چون فکر می‌کنن این وبلاگ ارزش خوانده شدن رو داره می‌خوننش.خواننده‌هایی که ممکنه همیشه خاموش باشن و هیچ وقت نظری نذارن در وبلاگ اما با خوندن تک تک پست‌هاش لذت می‌برن.
اما خیلی از وبلاگ‌های پر مخاطب حتی یک دانه از این خواننده‌های متعهد رو ندارن و به دلایل دیگه‌ای پر مخاطبن.
پس شاید به درد مخاطب بخوره.
پاسخ:
سلام. بله، موافقم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی