خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

«که از دروغ سیه‌روی گشت صبح نخست»

جمعه, ۱۲ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ب.ظ

راست‌گفتن سخت‌ترین، خشن‌ترین، و اگر چشیده شود، تلخ‌ترین کار دنیاست و از آن طرف، دروغ‌گویی و اقسامش (چرب‌زبانی، چاپلوسی، خالی‌بندی و حقه‌بازی) ترفند، تمرین و ممارست و گاه حتی آموزش می‌طلبد. حتی گفته‌اند که چرب‌زبانی نوعی هنر است؛ مخالفتی ندارم ولی می‌گویم اگر چنین باشد بی‌هنری بزرگترین افتخار است.

راستی سخت و زمخت و لخت است. خار بیابان را ماند که در خستن پای عابر اندک ترددی نشان نمی‌دهد. دروغ‌گویی درعوض نرم و لطیف است، آغشته به اقسام ترفندها و ظرافت‌ها. گلی در گلستان را ماند که رنگ و رویش بینایی، و عطر و بویش بویایی عابر را می‌نوازد و او را به چیدنش می‌فریبد. عابر خارهای ریز روی ساقه‌ی گل را نمی‌بیند.

راستگوها تنهاترین‌هایند و همین راست‌گویی را اینقدر سخت می‌کند: تحمل تنهایی پس از گفتن حقیقت. آدم‌ها دوست دارند آنچه می‌خواهند را بشنوند، نه آنچه هست. راستش را بخواهید راست‌گویی دشوار است و نمی‌توان آن را از همه‌کس انتظار داشت، ولی ای کاش اگر راستگو نیستیم، لااقل دیگران را به خاطر صداقتشان تنبیه نکنیم.


پی‌نوشت: امیدوارم روشن باشد که دارم درباره‌ی آرمان‌هایم حرف می‌زنم؛ درباره‌ی آنکه کاش باشم، نه آنکه هستم.

۹۶/۰۳/۱۲

نظرات  (۴)

ان شاء الله همه چنین باشیم!
پاسخ:
ان شاء الله
و معمولا آدم ها طالب صداقت هستند بی آنکه طاقتش را داشته باشند! و لازم است آدم قبل از آنکه با کسی صادق باشد از او بپرسد طاقتش را داری؟!
پاسخ:
فکر خوبیه! مثلاً بپرسیم اگه کم‌طاقتی بگردم یه دروغی برات دست و پا کنم!
۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۹ میثم علی زلفی
عالی بود
البته به نظر بنده یک کار از راست گویی سخت تر است و آن نگه داری حرف های راست است.
که فرمود جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت
و آن لحظه که راست مثل جان که از بدن می خواهد برود تا حلقوم می آید و فرو می دهی این نگه داشتن از خار خوردن و خار جویدن سخت تر است.
ما خیلی راحت اتفاقا راست می گوئیم اما نمی توانیم خیلی از حرفهای راست را نزنیم ....
پاسخ:
آره این هم سخته. بستگی به موقعیت هم داره که ببینیم کدوم سخت‌تره.
یاد یه دیالوگی از آلپاچینو افتادم تو فیلم scarface:
(البته من فقط همین سکانس رو دیدم؛ آلپاچینو تو یه رستوران آدم پولدارها با سر و وضع شیک و پیک کرده با زنش دعواش می‌شه(خودش پولدار و... نیست) زنش هر چی از دهنش درمی‌یاد بهش می‌گه می‌ذاره می‌ره. آلپاچینو پا می‌شه بره می‌بینه همه دارن نگاش می‌کنن می‌گه:
شما همه‌تون یه مشت آشغالید! می‌دونید چرا؟ چون همیشه به آدمی مثل من نیاز دارید تا انگشتتون رو بگیرید طرفش و بگید این آدم‌بده‌ست! حالا چی؟ شما خوب می‌شید؟ نه! شما خوب نیستید! شما فقط بلدید چطوری دروغ بگید! چطور بپوشونید. من؟ همچین مشکلی ندارم! من همیشه راست می‌گم حتی وقتی دروغ می‌‌گم. حالا یه خداحافظی به این آدم بد بگید. چون آخرین باریه که این‌طوری می‌بینیدش. :))


پاسخ:
فیلم قشنگیه و این سکانس هم که خیلی معروف شده. گاهی یه تک سکانس یه فیلم رو جاودان می کنه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی