خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

در ستایش خوانش ناواقع انگارانه

چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۳۰ ب.ظ

از آن وبلاگ‌نویس‌هایی که در وبلاگشان خاطرات روزمره‌شان را می‌نویسند، و از آنهایی که به‌نحوی اعلام می‌کنند که دارند واقعیت را می‌گویند، به‌علاوه‌ی آنهایی که نشانه‌ی روشنی مبنی بر اتکاء متنشان به واقعیت وجود دارد، که بگذریم، به نظرم می‌آید که نباید وبلاگ را واقع‌انگارانه خواند.

واقع‌انگاری برای خواندن متون علمی، مهندسی، و حقوقی لازم است ولی به همین میزان—یاحتی بیشتر—هنگام خواندن متون ادبی و هنری مخرب است. باید نگاه کرد و دید پست وبلاگ به کدام جبهه نزدیک‌تر است و اگر معلوم نباشد، فرض قرابت به دسته‌ی دوم است.

ناواقع‌انگاری البته مستلزم نفی واقعی بودن متن نیست، صرفاً عدم تعهد به واقعی بودنش است. همان‌طوری که شعر می‌خوانیم؛ وقتی شاعر معشوقش را توصیف می‌کند ضرورتی ندارد که در عالم واقع معشوق واجد آن صفات باشد، یا حتی اصلاً معشوقی موجود باشد! کسی غزلیات حافظ را برای کسب اطلاعات درباره‌ی معشوق (یا معشوق‌های) حافظ نمی‌خواند. هدف حافظ هم از سرایش آن اشعار، انتقال یک‌سری حقایق درباره‌ی معشوقش به مخاطب نبوده. درعین‌حال، هیچ ضرورتی هم ندارد که صفات انتسابی کاذب باشد. شاید واقعاً در عصر حافظ کسی واجد چنان خصوصیاتی بوده که حافظ دوستش می‌داشته.

وبلاگ‌خواندن هم به‌نظرم از این نظر شبیه به شعرخواندن است، چون پست وبلاگی از این نظر شبیه به شعر است. وبلاگ‌نویس هم مثل شاعر تعهدی به نقل اطلاعات صحیح و دقیق ندارد. می‌تواند احساسات، آرزوها، و خیالاتش را به‌هم گره بزند و چیزی بنویسد که تقریباً هیچ ارتباطی با زندگی روزمره‌اش نداشته باشد. با این حساب، ترجیحاً آن‌چه در «خیالِ دست» می‌خوانید (مگر آنهایی که لحن پست چیز دیگری می‌گوید) را غیرواقعی بدانید—حتی اگر واقعی باشد!

۹۵/۰۸/۱۲

نظرات  (۶)

۱۲ آبان ۹۵ ، ۲۳:۲۱ میثم علی زلفی
باشد حرف شما قبول اما خودتان قضاوت کنید
انصراف ذهنیمان نسبت به وبلاگ شما را چه کنیم
این همه مطلب فلسفی وبلاگ را کجای دلمان بگذاریم
اگر جای ما بودید چنین وبلاگی را در گروه یک می گذاشتید یا دو؟
پاسخ:
نگفتم که همه‌ی مطالب وبلاگ مثل هم هستند. طبیعتاً آنهایی که روشن است «مطابق با واقع» نوشته شده را واقع‌انگارانه بخوانید.
من و ببخشید. من البته به دید داستان نگاه کردم و نظرم رو هم گفتم. ولی شرمنده‌م اگه سوالی که پرسیدم ناخواسته رو نظرات دیگران تاثیر گذاشته باشه(شاید هم اینطور نباشه البته!). در هر حال مراتب پوزش من رو بپذیرید.

در مورد این پست هم فعلا نظر خاصی نمی‌دم(شایدم چون خوابم می‌یاد! :)
پاسخ:
نه، خواهش می‌کنم. نیازی به عذرخواهی نیست.
۱۴ آبان ۹۵ ، ۲۱:۳۱ فاطمه نظریان
من بعضی وقت‌ها، بعضی پست‌هام رو منتشر نکردم به خاطر همین مسأله؛ خوانش واقع‌گرایانۀ مخاطب...
پاسخ:
هرچی اسمشو بذاریم، این یه جور خودسانسوریه و به‌نظرم نباید اسیرش شد. برای ماهایی که با اسم خودمون وبلاگ می‌نویسیم سخت‌تره، ولی بهتره مخاطب رو در جریان بذاریم و بعد، هرچه دل تنگمون می‌خواد بگیم.
۱۵ آبان ۹۵ ، ۰۱:۳۷ فاطمه نظریان
مثلا آخر پست‌های مود‌نظر یک رفرنس به این پست شما بدیم:)

+شاید این پست‌تون این جرأت رو داد که هر‌چه دل تنگ می‌خواهد بنویسم، حتی بدون در جریان گذاشتن مخاطب. درجهٔ جرأتی را که داده توجه کنید:))

پاسخ:
اینم میشه!

+ پس پست‌های وبلاگ می‌تونن خواص درمانی هم داشته باشند. مثلاً بگیم روزی سه بار از روی فلان پست بخوانید تا دل و جرأتتان زیاد شود! :)
۱۶ آبان ۹۵ ، ۱۱:۰۸ عباس اسکندری

بله دوست عزیز ، مهمترین مشکل در نقد ادبی، بخصوص نقد داستان همین "خوانش نا واقع انگارانه" است که مثل یک فحش غریب است. نمیتوانند متن را از نویسنده جدا کنند، نمیتوانند بفهمند که ذهن خلاق ، توان درهم آمیزی وقایع مختلف ، و افق های تاریخی متفاوت را دارد و....

خوب مبارک باشد، حالا کی قرار است بروی خواستگاری ؟ ما را هم مراسم دامادی ات دعوت کن! خوشبخت شوید انشاء الله .... 

پاسخ:
:))
خودم هم کم‌کم داره باورم میشه یه خبراییه!
کاملا موافقم.
پاسخ:
:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی