خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

در طلب

پنجشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ

مولانا در دفتر دوم مثنوی مثال جالبی می‌زند. می‌گوید فرض کن شتری گم کرده‌ای و به دنبالش می‌گردی. شخص دیگری هم هست که هرچند شتری گم نکرده ولی به تقلید از تو به دنبال شتر می‌گردد.

اشتری گم کرده‌ای ای معتمَد

هرکسی ز اشتر نشانت می‌دهد

تو نمی‌دانی که آن اشتر کجاست

لیک دانی که‌این نشانی‌ها خطاست

و آنکه اشتر گم نکرد او از مِری

همچو آن گم‌کرده جوید اشتری

که بلی! من هم شتر گم کرده‌ام

هرکه یابد اجرتش آورده‌ام

تو به هرکه می‌رسی از شترت می‌پرسی و او هم به تقلید از شترش می‌پرسد. تو نشانی‌های صادق را از نشانی‌های کاذب بازمی‌شناسی ولی او نمی‌شناسد. اگر کسی نشانی درست شترت را بدهد:

چشم تو روشن شود پایت دوان

جسم تو جان گردد و جانت روان

ولی آن‌کس که به دروغ در جستجوی شتر است نشانی راست را از ناراست تشخیص نمی‌تواند داد، که اصلاً شتری ندارد که نشانی داشته باشد.

مولانا می‌گوید اگر این شخص به جستجوی تقلیدوارش ادامه دهد تازه می‌فهمد که او هم شترِ گم‌کرده‌ای دارد:

اندر این اشتر نبودش حق ولی

اشتری گم کرده است او هم، بلی

در ابتدا که به هرزه در جستجوی شتر بود امید شتریابی نداشت ولی اکنون پس از مدتی تلاش و جستجو شترش را می‌بیند. آن‌وقت است که تازه یادش می‌افتد شترش را گم کرده بوده. پس جویندگان بر دو قسم‌اند: آن‌ها که از سر صدق می‌جویند و آن‌ها که می‌جویند و به صدق می‌رسند:

مر تو را صدق تو طالب کرده بود

مر مرا جد و طلب صدقی گشود

صدقِ تو آورْد در جُستن تو را

جستنم آورده در صدقی مرا

جویش‌ها و پویش‌های انسان بی‌حاصل نیست. جوینده همواره یابنده است حتی اگر چیزی را گم نکرده باشد. نصیحت مولانا مهم است؛ می‌گوید حتی اگر احساس طلب در تو نیست، تو در طلب باش، مطلوب خود را به تو عرضه خواهد کرد.

به‌گمانم نصیحت مولانا بسیار نزدیک است به توصیه درباب تباکی در مجلس امام حسین علیه السلام. گفته‌اند در مجلس عزا که نشسته‌ای، حتی اگر گریه‌ات نمی‌گیرد یا حتی اگر می‌بینی سخنران یا مداح جلسه مهملات محض می‌بافند و خلق در حال گریستن‌اند، تو هم ادایشان را دربیاور؛ خودت را بزن به گریه کردن. درست مثل شتر گم‌نکرده‌ای که به تقلید دنبال شتر می‌گردد. کسی چه می‌داند، شاید تو زودتر از آن‌که از سر صدق می‌گرید به صدق برسی.

۹۵/۰۷/۱۵

نظرات  (۷)

سلام
پاسخ:
علیک سلام
بسیار عالی 
پاسخ:
ممنون.
۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۸:۰۰ کمی خلوت گزیده!
تباکی که درست، ولی من اگر مهمل بشنوم ترجیح می دم فحشش بدم بلند بلند! یا پاشم بیام بیرون...
پاسخ:
بله، بعضی وقت‌ها مهملاتشون غیر قابل تحمله. من هم گاهی می‌زنم بیرون.
یاد قضیه‌ای که یکی از دوستانم تعریف کرده بود افتادم(شایدم قبلا گفته باشم نمی‌دونم). می‌گفت خانمی که یه جایی برای سخنرانی اومده بود گفت من دیگه مرثیه و اینا نمی‌خونم تفسیر یکی از سوره‌های قرآن و براتون می‌خونم. می‌گفت خانمه شروع کرد تفسیر خوندن یه پیرزنی هی گریه می‌کرد می‌زد رو پاش می‌گفت: "آی بالام جان! آی بالام جان... " :))
پاسخ:
:))
نه، نگفته بودین.
۱۵ مهر ۹۵ ، ۲۱:۳۴ فاطمه نظریان
خیلی خوب بود. ممنون.
پاسخ:
لطف دارین. :)
خدا به شما و مولانا خیر بده. خیلی خوب بود.
پاسخ:
ممنونم، لطف دارین.
۱۷ مهر ۹۵ ، ۰۸:۱۹ میثم علی زلفی
تباکی برای کسی است که اشک چشمانش خشک شده نه هر کسی
خود این تفکر یکی از مهملات محض حساب می شود.
پاسخ:
طبیعتا کسی که اشک چشمانش خشک نشده باشد نیازی به تباکی ندارد! نفهمیدم ایراد شما به چیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی