خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

پیش‌نوشت یک: از طرفی عصر ما عصر تخصص‌ها است؛ عصرِ برای یک خط نظر قابل قبول دادن سال‌ها خاک کتاب خوردن در گوشه‌ی کتابخانه. از طرف دیگر، عصر ما عصر عمومی شدن عرصه‌های تخصصی است. ما خیلی وقت است از آن دورانی که علوم منحصراً در کتاب‌ها و نزد علما بود گذشته‌ایم. علمای علوم مختلف، حالا بر عهده‌ی خود می‌بینند که به‌نحو عامه‌پسندی نتیجه‌ی پژوهش‌هایشان را در اختیار افکار عمومی قرار دهند و اگر نتوانند، محکوم به انزوا و کناره‌گیری از دایره‌ی مقبولیت عمومی‌اند.

ما در دورانی به سر می‌بریم که بزرگ‌ترین اخترفیزیکدان جهان درباره‌ی «زمان» کتابی می‌نویسد که میلیون‌ها نسخه می‌فروشد و همکارانش نه‌تنها خرده‌ای به او نمی‌گیرند، که در عمومی‌تر کردن حوزه‌ی تخصصی‌شان به او کمک می‌کنند. بزرگ‌ترین پزشکان و زیست‌شناسان مدیریت پروژه‌های سلامت عمومی را بر عهده می‌گیرند و برای بچه‌ها چگونگی مسواک زدن را توضیح می‌دهند. بزرگ‌ترین فلاسفه در برنامه‌های تلویزیونی شرکت می‌کنند و پروژه‌های پژوهشی‌شان را برای مخاطب عمومی روشن می‌کنند، و قس علی هذا.

در چنین عصری و با چنین نسلی، دیگر نمی‌توان علوم اسلامی را در حجره‌ها و کتابخانه‌ها محصور کرد و انتظار داشت مردم مثل سابق پیرو علمای دین باشند. رابطه‌ی علما - مردم دیگر رابطه‌ی یک‌سویه‌ی سابق نیست و اگر علما نتوانند به انتظارات مردم پاسخ دهند، به انتظاراتشان از جانب مردم پاسخی نخواهند دید.

پیش‌نوشت دو: من فقیه نیستم، تحصیلات حوزوی ندارم، نظر تخصصی فقهی نمی‌دهم، و آنچه در این یادداشت می‌نویسم فتوا نیست. صرفاً نظر یک فرد عامی است که گاهی چیزهایی می‌گوید.


چند روز پیش، پاسخ به استفتائی از دفتر آیت‌الله خامنه‌ای در فضای مجازی زیاد دست‌به‌دست می‌شد: «دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و نیز در جایی که در معرض دید نامحرم باشد، حرام است.» این را بگذارید در کنار حضور بانوان ایرانی در مسابقات جهانی ورزش‌های رزمی از جمله ووشو، جودو، کاراته، و تکواندو که از تلویزیون رسمی کشور پخش می‌شود و نه‌تنها از طرف رهبری حرام انگاشته نمی‌شود، که تلویحاً تأیید هم می‌گردد‌.

هرطوری نگاهشان کنیم، به نظر می‌آید ورزش‌های رزمی همه‌ی المان‌هایی که منجر به حرمت دوچرخه‌سواری شده را داشته باشند، ولی چرا حرام نیستند؟ تنها پاسخی که شاید بتوان پیدا کرد این است که چون مدال‌آور است. چون تبلیغ آزادی و نشاط زن در نظام اسلامی است و خلاصه چهره‌ی «مطلوبی» از جمهوری اسلامی به جهانیان نشان می‌دهد. ولی دوچرخه‌سواری زنان، آن هم «در مجامع عمومی» چه فایده‌ای برای جمهوری اسلامی دارد؟ هیچ؛ پس حرام است.

امیدوارم اینقدر روشن باشد که بنده در موضع تأیید یا خرده‌گیری به حکم حرمت دوچرخه‌سواری زنان در مجامع عمومی یا حکم حلیّت ورزش‌های رزمی زنان در مجامع عمومی نیستم وصرفاً می‌خواهم برداشت شخصی‌ام را ذکر کنم. شاید چنین تعمیمی عجولانه و ناروا انگاشته شود، ولی آن‌طوری که من می‌فهمم، منبع جدیدی به نام « منافع نظام جمهوری اسلامی» به منابع سنتی چهارگانه‌ی فقه شیعه از طرف رهبری و شاید بعضی از دیگر مراجع اضافه شده است. هرچند ممکن است ادعا شود که این منبع مستقل نیست و قابل استخراج از کتاب و سنت است، ولی حتی اگر این‌طور باشد در اصل نتیجه‌گیری من بی‌تأثیر است. مهم این است که حالا منبع جدیدی در دست برخی فقها است که به‌وسیله‌ی آن حلال و حرام دین را تعیین می‌کنند. این فقط روشن‌فکران دینی نیستند که با معرفی منابع جدید، حلال و حرام سنتی را دستخوش تغییر می‌کنند. در میان فقیهان سنتی هم هستند کسانی که به ضرورت معرفی منابع دیگر پی برده‌اند و با استفاده از آن منابع فتوا صادر می‌کنند.

۹۵/۰۷/۰۴

نظرات  (۹)

عالی
پاسخ:
ممنون.
۰۴ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۶ شاد موزیک
در طراحی کتاب زندگی،از برنامه ((فتوشاد))و ((فری خند))و ((کُرِل مزاح))نیز استفاده کنیم.
پاسخ:
باشه.
بله خب
خیلی از فتواها بر اساس شرایط زمانه هست
مشکلش چیه؟
همیشه همینطور بوده
پاسخ:
مشکلی که ندارد ولی همیشه اینطور نبوده. شما به احکامی نظیر «حضور در راهپیمایی ۲۲بهمن واجب است» یا «شرکت در انتخابات واجب است» یا «تخلفات رانندگی حرام است» توجه کنید. از ابتدای اسلام تا ۴۰ سال پیش اثری از چنین احکامی بوده؟ آیا این احکام مستقیماً از کتاب و سنت استخراج شده‌اند؟
انقلت آوردن که کاری نداره، مثلا شما الان میتونید به حکم و قانون حجاب دد کشورمون انقلت بیارید. میگم بهتر نیست بجای بیان یسری از شبهات تون در این فضا، قبلش اون ها رو با فرد آگاه تر از خودتون! درمیون بذارید و جواب بگیرید؟!
پاسخ:
خیر، بهتر نیست. بهتر این است که اگر آگاهان جوابی دارند بگویند تا ما هم یاد بگیریم.
۰۴ مهر ۹۵ ، ۰۵:۵۶ کمی خلوت گزیده!
اونچه که دلیل حرمت دوچرخه سواری در حضور نامحرم بیان شده، تبرج بودنش هست. یعنی اگر در جایی این دوچرخه سواری، یا هر ورزش دیگه ای، تبرج نباشه، اشکالی نداره.
بنظر نمیاد حضور در مسابقه تبرج به حساب بیاد.
اما همینجوری توی خیابون یه خانم دوچرخه سواری کنه، می تونه مصداق تبرج باشه.
مطمئنا در جامعه ای اگر نباشه تبرج، اشکالی نداره، اما در جامعه ی ما وقتی یه زن، ولو با حجاب کامل دوچرخه سواری می کنه، همه چهارچشمی نگاهش می کنن.
پاسخ:
اوّلاً شما دلیل فتوا را از کجا می‌دانید؟ هیچ کجای پاسخ گفته نشده به دلیل تبرج بودن.
ثانیاً تبرج یعنی خودآرایی. دوچرخه‌سواری خودآرایی است؟ پشت فرمان نشستن چطور؟ در خیابان راه رفتن چطور؟
ثالثاً بنده یکی از آن‌هایی هستم که وقتی یک زن در خیابان یا پارک دوچرخه‌سواری کند چهارچشمی نگاهش نمی‌کنم.
چی همیشه اینطور نبوده؟!
همیشه مراجع بر اساس زمان حکم شرعی صادر کردن
مثل حرام بودن قلیون در دوره ای
الان حرومه قلیون؟
واقعا استدلالتون برام عجیبه
قرآن و سنت و عقل و اجماع راه های رسیدن به حکمه، عقل و اجماع این وسط کجا رفته تو ذهن شما؟!
واقعا بنظرم وقتی به گفته خودتون علمش رو ندارید سوال براتون هست به جای بیان شبهات تون در فضای عمومی برید شخصا از چند عالم ”ونه یک نفر” بپرسید علت رو
با عرض معذرت گاهی خودتون رو عقل کل میندارید!

+شما نگاه نمیکنید به زنان دوچرخه سوار دلیل نمیشه باقی مردا هم نگاه نکنن!
البته من علت حکم رو نمیدونم فقط در جواب شما اینو میگم

امیدوارم به جواب برسید
نرسیدین هم دلیلی بر انقلت اوردن نیست و فکر میکنم حقی هم بر این کار نداریم طبق مقلد بودنمون
شما از مرجع خودت پیروی کن
به بقیه کار نداشته باش
پاسخ:
حالا شما چرا اینقدر عصبانی هستید؟! عصبانیت نداره.
عقلی که منبع استخراج احکام هست خیلی دایره‌ی ضیغی داره، ازش نمی‌شه در چنین موردی استفاده کرد. اجماع هم که اساساً کاربردی نداره چون در عصر معصومین دوچرخه نبوده.
در کل متن سعی کرده‌ام با احتیاط حرف بزنم، واقعاً نمی‌دانم چطور باید حرف زد که متهم به خود‌عقل‌کل‌پنداری نشد.
سلام

چند تا نکته
مقدمه راجع به عمومی سازی یک علم بود. و این در قسمت نشر اون علم و بازخوردش تاثیرگذاره و صحتش رو زیر سوال نمیبره بنظرم. به قول شما اگه نشر داده نشه و توضیح داده نشه انتظار برخورد مناسب هم نباید باشه. 

بعد اینکه شما و من به عنوان یک فرد عامی مورد خطاب این فتواییم. سوال میپرسیم که چرا این آره و اون نه؟! جواب میگیریم؟! نه! اصلا دلیلی بیان نشده که بخوایم راجع بهش بحث کنیم. سوال پرسیدیم از علت فتوا و جواب رو ندادن؟! باز هم نه. در واقع نه سوالی راجع به علت بوده و نه در رفتن از جواب! صرفا یک حدسه.

تایید تلویحی هم محل شکه. از کجا نتیجه گرفتید که رهبری ورزشهای مدال آور رو تایید کرده و این بخاطر مدال اور بودنشونه؟! من باشم حدس میزنم که رهبری بخاطر در انظار عمومی بودن ورزشهای نامناسب برای خانومها اون رو حرام کرده. مثلا اگه استفتا کنن کاراته بانوان در انظار عمومی چه حکمی داره شاید بگه حرام! بعد هم نتیجه بگیرم که رهبری وقتی نامه میده و تشکر میکنه، از در انظار عموم بودنش تشکر نکرده، از نفس ورزش تشکر کرده. تازه از صدا و سیما هم بخاطر پخش این مسابقات شاکی هم هست!!! حدسه دیگه.

اما شما حدس بدی هم شاید نزده باشید. شاید اصلا به همین دلیله که یکی حلاله و یکی دیگه حرام. صرفا به جهت منافع جمهوری اسلامی. آیا این کار جزو منابع آوردن جمهوری اسلامی حساب میشه؟! نه! همونطور که روزه برای مریض حرامه و ما نمیگیم منافع انسان جزو منابع فقهه!!! صرفا یک دلیله در کنار بقیه ادله. دلیل با منبع فرق داره بنظرم.
پاسخ:
سلام
با بند اول موافقم.
بند دوم: بله درسته، پیش‌نوشت یک هم نوعی دعوت به تعامل بیشتر است.
بند سوم: بله محتمله ولی اینطوری شجاع و مدیر و مدبر بودن رهبری زیر سوال میره. من و شما از صداوسیما شاکی هستیم، رهبری هم شاکیه، هیچ‌کدوم هم کاری از دستمون برنمیاد. می‌بینید چقدر مضحک به‌نظر میاد؟
بند چهارم: به منابع فقه شیعه می‌گن ادله‌ی اربعه. از این نظر دلیل همون منبعه. مثال روزه از این بابت متفاوته که قاعده‌ی «لا ضرر و لا ضرار» از صدر اسلام بوده و بر اساسش حکم صادر شده. روزه هم بر همین اساس برای مریض حرامه. ولی شرکت در انتخابات و راهپیمایی و قوانین راهنمایی و رانندگی مسائل جدیدی هستند و لااقل من نمی‌تونم غیر از منافع نظام اسلامی دلیل دیگه‌ای براش جستجو کنم.
۰۴ مهر ۹۵ ، ۱۴:۳۸ کمی خلوت گزیده!
1. در حکمی که شما نوشته بودید نیامده، اما اونچه بنده خوندم، به گمانم از کانال خود سایتشون بود، به علت تبرج آمده بود.
2. تبرج به معنی خودآرایی صرف نیست. تا جایی که بنده اطلاع دارم نحو حضور غیر عادی ای که باعث جلب توجه نامحرم بشه تبرج محسوب میشه.
3. خدا خیرتون بده، ولی خب این دلیل نمیشه. خیلی ها ممکنه از سر تقوا یا عادی بودن، نگاه نکنن. ولی باید عموم جامعه رو در نظر گرفت که جلب توجه میشه یا نه.
پاسخ:
۱- لینک مطلب را در متن گذاشته بودم. اسمی از تبرج نبود. پاسخ را دقیقاً نقل کرده‌ام.
۲- نظرتان راجع به اسب‌سواری خانم‌ها چیست؟ در عصر پیامبر زنان سوار اسب می‌شدند. یعنی بعد از ۱۴ قرن مردان جامعه‌ی ما بی‌جنبه‌تر از مردان آن جامعه هستند؟
۳- عموم جامعه هم به نظرم حساسیت خاصی ندارند.
عرض کردم
بعضی احکام بنا به شرایط زمان تعیین میشه
اینکه راه پیمایی مثلا حکمش اینه بله بنا بر نیاز زمانه حکم صورت گرفته شده و البته برداشت علما از قرآن و احادیث حالا اینجا برداشت من که اصلا مهم نیست ولی شرکت در راهپیمایی چون مربوط میشه به قوام دولت اسلامی در مقابل جبهه کفر و نماد کفر ستیزی هست واجب شده مثلا به گفته شما
بازم میگم وقتی چیزی رو نمیدونید انقدر راحت حواشی ذهنی تون رو جار نزنید تو فضای عمومی
دوستانی که اینجا رو میخونن در حد علما نیستن!

عصبانی نیستم ولی متعجبم از شما
حالا مثلا یه بچه دبیرستانی بود که حرف کرده بودن تو کله اش و اونم میومد مینوشت تو وبلاگش انقدر برام عجیب نبود که این کار رو دارم از شما میبینم
حتی اگه اینجا ادعا میکردین رفتم از ده تا عالم خبره پرسیدم و جواب نگرفتم هم برام قابل قبول بود اینا رو اینجا بگین اما الان نه
پاسخ:
تکرار مکررات بود. جواب دیگه‌ای ندارم که اضافه کنم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی