خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیالِ دست

نوشته‌های مهدی ابراهیم‌پور

خیال دست. آن بازی است که در مجالس کنند و آن چنان است که یک کس در کنار دیگری پشت سر او بنشیند و آن شخص عبا یا پرده ای بر سر خود و آنکه در کنار اوست کشد بحیله ای که شخص عقبی بالمره در انظار پنهان گردد و معلوم نشود و قدری از شانه های آنکه بکنار اوست نیز پوشیده شود آنگاه شخص کنار نشسته دستهای خود را بر پشت برد و نگهدارد و آن شخص عقبی دستهای خود را بعوض دستهای کنار نشسته برآرد و این پیشی شروع بحرف زدن یا گفتن کند و آن عقبی بدستهای خود که بیرون آید حرکات او را مطابق حرف زدن او بعمل آورد از قبیل دست حرکت دادن و دست بر سبال و صورت کشیدن و گرفتن نی قلیان بر دست و به دهن گذاشتن همه حرکات از دستهای آن عقبی بجهت این یکی که در کنار اوست بعمل آیند و بر ناظران و مجلسیان چنین مفهوم می گردد که این دستهای خود شخصند که بحرکات ارادی حرکت کنند. (از لغت نامه ٔ محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ).
لغت‌نامه دهخدا

طبقه بندی موضوعی
اینجا هم هستم

«چقدر خوبیم ما!»

پنجشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۴، ۰۴:۴۳ ق.ظ

یکم. «۱۹۸۴» یکی از میلیون‌ها کتابی است که هنوز نخوانده‌ام و یکی از ده‌ها کتابی است که دوست دارم قبل از مرگم بخوانم. امروز جمله‌ای از این کتاب خواندم که به فکرم فروبرد: «همهٔ آمارها خبر از توسعهٔ هرروزه می‌دهند، ولی من همچنان گرسنه‌ام.»

 

دوم. البته کتاب‌هایی هم خوانده‌ام! یکی از کتاب‌هایی که چند سال پیش خواندم، «چگونه با آمار دروغ می‌گویند» بود که ترجمه‌ای است از یک کتاب نسبتاً قدیمی: How to lie with statistics. کتاب جالبی است. نشان داده بود چطور می‌شود عملکرد فاجعه‌بارت را طوری با اعداد و نمودارها تزئین کنی که همه فکر کنند نتیجهٔ کارَت چیزی جز «پیشرفت» نبوده.

 

سوم. هنوز یادم نرفته رئیس‌جمهور سابق چطور هرازگاه به مردم گزارش تلویزیونی می‌داد. وضعیت بشریت از زمان آدم ابوالبشر تا پیش از دولت ایشان در یک کفهٔ ترازو قرار می‌گرفت و دوران دولت ایشان در کفهٔ دیگر و عجیب این بود که ترازوی آمارهای رئیس، کفه‌اش همیشه به سمت دولت مطبوعش پایین بود.

 

چهارم. همان زمان هم مخالفت با آمارهای رئیس‌جمهور زیاد بود. عده‌ای -ازجمله در مناظره‌های ریاست‌جمهوری سال ۸۸- او را دروغ‌گو خواندند. من کاری به راست یا دروغ بودن آمارهای احمدی‌نژاد ندارم. صلاحیت قضاوت درباره‌اش را هم. ولی چیزی را می‌توانم بگویم: به‌رغم همهٔ این آمارها، زندگی خانواده‌ام و آشنایان نزدیکم تغییر چندانی نکرد. البته انتظار زیادی هم نباید داشت. هیچ دولتی قرار نیست معجزه کند، ولی آیا دولتی که این‌قدر با اعداد و نمودارهایش پز می‌دهد، نباید تأثیر قابل‌توجهی بر زندگی شهروندانش گذاشته باشد؟!

 

پنجم. البته که آمار دادن مختص دولت قبل نیست و این دولت هم -تا دلتان بخواهد- آمارهای محیرالعقول می‌دهد. تورم فلان شد و رکود بهمان شد و رونق اقتصادی چنان. باز من زندگی خانواده و آشنایان نزدیکم را می‌بینم: تغییر چندانی رخ نداده. سؤالم این است: این آمارها واقعی‌اند؟! و به فرض که باشند، چه فایده‌ای دارند وقتی چندان تأثیری نمی‌گذارند؟! ای کاش پزدهندگان بفهمند که اعداد و نمودارها را نمی‌شود شب، سر سفرهٔ شام، خورد!

 

ششم. چند شب پیش که دیبی (دیو مجموعهٔ کلاه‌قرمزی) بعد از شوخی کردن با «۱-۵» و توصیه کردن دربارهٔ تفکیک نکردن زباله گفت: «چقدر همه‌چی ارزون شده! مرغ چقدر ارزون شده!» حس کردم دارد ادای مسئولین مملکت را درمی‌آورد. برای همین کلی خندیدم. بعد که بیشتر فکر کردم، عرق کردم. نه، متأسفانه اینطور نبود؛ مسئولین مملکت ادای دیبی را درمی‌آورند!

۹۴/۰۱/۱۳

نظرات  (۱)

سلام

هرکدام از این آمار ها به یه کاری میان و معیاری هایی رو دارن قطعا، اما بدی کار اینجاست که گاها معیارهاشون دست کاری میشه (دولت ج یه معیاری رو داره و دولت د معیار دیگه)، ثانیا بعضا آماری که واسه ب هست برای پ گفته میشه
بگذریم که گاه اطلاعات ورودی به این آمار ها هم درست نیست

و نتیجه ی این حرفها قطعا جز بی اعتمادی نیست.
بی اعتماد خیلی ها به خیلی چیزها: از بی اعتمادی مردم به مسئولین گرفته تا بی اعتمادی مسئولین به مسئولین و مسئولین به سیستم آماری و سیستم آماری به مسئولین و ...
پاسخ:

سلام

به‌نظرم آمار لازمه برای کسانی که می‌خواهند برای مملکت برنامه بریزند. طبعاً در چنین حالتی حق ندارند خودشون رو گول بزنند. ولی برای مردم، آمار دادن هیچ فایده‌ای نداره. بهتره هرکسی به وضعیت معیشتی خانواده‌اش توجه کنه و درباره‌ی عملکرد اقتصادی دولت‌ها قضاوت.

تا یادم نرفته این رو هم اضافه کنم که تب آمار دادن به حوزه‌ی سیاست و فرهنگ هم کشیده و اگر یادتون باشه رئیس‌جمهور سابق می‌گفت 60 رئیس ‌کشور آمده‌اند ایران یا چندتا کتاب جدید چاپ کرده‌ایم و ... . عدد دادن در این زمینه‌ها دیگه خیلی جالبه! آدم یقین پیدا می‌کنه که هیچ غرضی جز استحمار نمی‌تونه پشتش باشه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی